- - - Updated - - -

یه دونه

مرسی عزیزم که نظرت و برام نوشتی. آره میدونم ته دلم هنوز یه احساسی بهش دارم. حتی همین تنفری هم که نسبت بهش احساس میکنم یه جور علاقه ست وگرنه باید نسبت بهش کاملا بی تفاوت بودم. ولی من میخوام اینجوری هم ببینم که بالاخره با اون ترانه ها چیکار میکنه ، هم میخوام کنترل بیشتری رو خودم داشته باشم . اگه بلاکش کنم و نبینمش به احتمال زیاد وسوسه م برای صحبت باهاش خیلی کم میشه ولی بازم ممکنه بخوام باهاش حرف بزنم. میخوام اگه خیلی هم وسوسه شدم نتیجه ش فقط این باشه که برم از بلاک درش بیارم و یه سری بزنم همین و دوباره ایگنورش کنم.
اگه بهش بی تفاوت میشدم دیگه مهم نبود که حتی تو ادلیستم باشه. من پسر خاله م و هم یه زمانی دوست داشتم و عادتم بود بهش پیامک بدم اما الان با اینکه تو ادلیستمه اصلا هیچ وسوسه و تمایلی به صحبت کردن باهاش ندارم. هر چند هنوز اون احساس خوب گذشته هارو بهش دارم. کاش میشد احساسم به اونم همینجوری میشد.

هر وقت وسوسه میشم سعی میکنم برم یه کار دیگه انجام بدم و با خودم اینجوری میگم که برو فعلا به فلان کارت برس اگه بعدش بازم خواستی بهش پیام بدی اونوقت براش پیام بذار. یه جورایی ذهنم و گول میزنم. تا حالا که جواب داده. خدا کنه یه روزی برسه که دیگه اصلا به خاطرش درگیری ذهنی نداشته باشم.