- دوستی کسانی مثل شما که صریح همه ابعاد رو میگن برای موهبته و خوشحال میشم دانسته های مفید بهم اضافه بشه.
- برعکس فکر میکنم هر چیزی بهم میتونه ربط داشته باشه....
اصلا برای همینه بعضی تاپیک ها سرمیزنم و گاهی پست میذارم چون خواندن و پاسخ رو "چالش کم هزینه" میدونم ... بدون اینکه اون اتفاق برام پیش اومده باشه خودم رو در موقعیت پاسخ قرار میدم مسلما وقتی اتفاق بیفته رفتار و عکس العمل مناسب تری خواهم داشت...و گاهی لابلای حرف های دیگران پاسخ مشکل و مسئله خودم رو پیدا میکنم ...
تاپیک مسابقه مربوط منو که نگاه کنین کلا خط زندگی من و الگوهای من هستن چیزهایی که باورشون دارم تو زندگی اجرا بشن حس عالی خواهیم دشت... تقریبا چیزی غیر این نذاشتم برا همین زیاد و از هرجایی نیستن- ضمن اینکه خیلی مونده به بعضیاش برسم...
من چندین سال برنامه ریزی میکردم کارهارو انجام بدم گاهی یک کار رو ستاره دار میکردم اهمیتش رو بالا میبردم طوری میشد که از بقیه چیزها میزدم تا به اون برسم و انجامش بدم ... چندین دوره آزمون و خطا داشتم گاهی بین دوره ها دلسرد هم میشدم و کارو ول میکردم اون دوره های متناوب باعث شدمن به چهارچوب مشخص ولی انعطاف پذیر از زندگی برسم که 5 بخش روزانه داشته باشم با زمان های غیر یکسان که بسته به روزش تغییر میکنه اما وقتی حساب هفتگی و ماهانه و سالانه و نیز 5 ساله داشته باشیم و باهاش پیشرفت کارو بطور مستمر بسنجیم،هرجا کند حرکت کردیم اهنگ رو سریعتر میکنیم وهرجا جلوتر رفتیم اگر شامل بهبود توانایی شخصی بوده که خیلی خوبه .... میتونیم هم از زندگی لذت ببریم و هم کارو پیش ببریم...
اولویت خوب زندگی کردنه ...که من سعی دارم تو این راه قدم بردارم و مثل مردمی که رویاهاشونو فراموش کردن و به روزمرگی تن دادن و غرق مادیات و دنیا پرستی شدن نباشم ...نصف دهه سوم عمر من گذشته ...عبرت ها و درس هاشو نگهداشتم ..برای نیمه دوم این دهه از عمرمم هدف و مبنام همینه ...
زمان برای چیزهای مهمتر از پول باید خرج بشه...
اصولا کار هم باید لذت بخش باشه ارزشش با پول سنجیدن بنظر من زیاد معقولانه نیست ...
الان به دورانی رسیدیم که زور بازو داشتن مهم نیست زیاد ...الان نوبت فکر و اندیشه و استفاده از اطلاعاته ...
- به جای عکاسی چه کاری رو پیشنهاد میدی ؟! (چون در راستای پیشرفت طراحی میتونه قرار بگیره و علاقه هم دارم انتخاب کردم)
کاری که میخوام حتما باید بیرون از خونه باشه و تمام وقت نباشه چون ایده خودم رو هم دارم که روش کار میشه...اهل افراط و تفریط نیستم تاجای ممکن.... (نه تماما کار بیرون و شب فقط شم و لالا تو خونه و نه تمام وقت روی ایده کارکردن)
- در مورد قسمت فروختن ایده -ایده ای که من دارم تشکیل دادنی و جمع کردنی و کار کردنیه - چطور بفروشمش ؟!
دارم روش کار میکنم ...
جوانب رو درنظر بگیرم که کار به سرانجام میرسه با یه سهل انگاری از هم نپاشه ...
اون بحث حقوقی چیزی که تو فکر منه اینه که یک وکیل و حقوقدان خوب از اول همراه داشته باشم و ذینفع باشه که از این طریق به کار متعهد باشه ...هربار با یه تازه وارد کار نکنیم...من مگه چقدر وقت دارم که با این امور آشنا بشم و حتی مثلا حسابداری کارو خودم انجام بدم ؟! تمرکزم رو دارم رو ایده اصلی میزارم و موارد لازم برای کار... چیزی از خودم نداشته باشم چطور میتونم هسته مرکزی کسانی که جمع میکنم باشم ؟
به علاوه قسمتی از مطالعات من درباره رهبریه ...تنها مدیریت کافی نیست...
این در راستای تایپیکه ... نظرتو میخوام بدونم راه حل عزیز و ممنون که وقت گذاشتی
سایر عزیزان هم همین طور![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)