به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    168
    Array
    سلام رها جان. آفرین به همتت که پشت همسرت بودی و کمکش کردی ان شاالله نتیجه زحماتتو میبینی

    راستش اولش که عنوان تایپیکتو خوندم فکردم یه مشکل جسمی مثه سرطان دور از جون دارن... که خب واقعا شرایط خیلی وحشتناکه.
    اما افسردگی که کاملا قابل درمانه چرا روانپزشک نمیرین؟

  2. 2 کاربر از پست مفید شمیم الزهرا تشکرکرده اند .

    بابک 1369 (دوشنبه 23 شهریور 94), رها٨٠ (چهارشنبه 25 شهریور 94)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    سلام خانم رها

    میشه کمی بیشتر در مورد زندگیتون بگی. چند ساله ازدواج کردید؟
    فرزندتون چند سالشه؟
    افسردگی همسرتون از کی و چرا شروع شده و در چه حد هست که شما رو از پا در آورده؟
    چرا افسردگی همسرتون مشکل در ارتباط شما ایجاد کرده؟ آیا منظورتون ارتباط با همسرتونه؟ میشه در این مورد کمی بیشتر توضیح بدی؟
    کمی از حصوصیات خوب همسرتون برامون بنویس.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  4. کاربر روبرو از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده است .

    رها٨٠ (چهارشنبه 25 شهریور 94)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 شهریور 94 [ 10:34]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    332
    سطح
    6
    Points: 332, Level: 6
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان گرامی شمیم زهرا(که من از شنیدن نامت لذت می برم)ودلجو
    14ساله که ازدواج کردیم پسرم 12 ساله است.مشکل من ارتباطم با همسرم است.ماباهم رابطه کلامی بسیار کمی داریم حاضرنیست باما حرف بزند هم بامن هم باپسرش،ازابتدانیز بسیار کم حرف وکم روبودو دچار افسردگی،بنده والبته اطرافیان متوجه افسردگی نبودیم ، فقط میدیدیم کم حرف است و ابراز احساسات کمی دارد.امانظر پزشکان این است که از نوجوانی دارای این بیماری بوده.
    همسرم معتقداست این بیماری ازسرطان هم بدتراست وقابل درمان نیست و ارام ارم اورا ازپای در می اورد.مواقعی که حالش خوب نیست به من می گوید بیماری من درمان پذیر نیست خودت را خلاص کن وبرو.


  6. کاربر روبرو از پست مفید رها٨٠ تشکرکرده است .

    شمیم الزهرا (پنجشنبه 26 شهریور 94)

  7. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 شهریور 94 [ 10:34]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    332
    سطح
    6
    Points: 332, Level: 6
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مطالب زیادی نوشته بودم نمی دانم چرا نیمه کاره ارسال شد احتمالا اشتباهی داشتم.
    در پاسخ به سوالات عزیزان :
    همسرم خوبی های زیادی دارد :مهربان ، دلسوز، بسیار مبادی اداب،اهل مطالعه با اطلاعات علمی خوب، همراه من در امور زندگی مثل بچه داری و کاهای منزل البته تا قبل از بروز بیماری اش،منظم ومرتب در کارهاو.........
    من نزد مشاوره می روم همسرم هم جلسات زیادی گذرانده پیش مشاور و روانشناس بالینی، اما دیگر معتقداست فایده ای ندارد وحاضر نیست ادامه دهد.فعلا فقط تحت نظر روان پزشک است.
    من همسرم را دوست دارم اما انقدر بی احساس با من برخورد می کند که در دوست داشتن او شک می کنم، ما ازدواج سنتی داشتیم نه یک ازدواج عاشقانه ، اما به مرور به هم علاقه مند شدیم من دوست ندارم از او جدا شوم اما ....
    ساعتها در کنار هم هستیم در سکوت، باید کلی فکر کنم تا حرفی برای گفتن یا سوالی برای پرسیدن پیدا کنم.
    می خواهم یاد بگیرم محبت کنم بی پاسخ ، ارتباط یک طرفه برقرار کنم به دنبال یک راهکار عملی هستم به همسرم نزدیک شوم .
    من حالا تهی ام از محبت ،از احساس ،ازابراز عشق وعلاقه ، در حسرت شنیدن کلامی زیبا ومحبت امیز. اکنون میخواهم شما عزیزان راهی نشانم دهید چون تفکر جمعی خیلی مفید تر از فکر من تنها ان هم با این همه افکار پیچیده به هم . دیگر فکرهایم به جایی ختم نمی شوند در مغزم شناورند اما نتیجه نمی دهند. من نمی توانم اورا به سمت خودم بیاورم وراه این کار را نمی شناسم.کمکم کنید راهی عملی نشانم دهید.

  8. 2 کاربر از پست مفید رها٨٠ تشکرکرده اند .

    rayehe (سه شنبه 24 شهریور 94), شیدا. (سه شنبه 24 شهریور 94)

  9. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 شهریور 94 [ 10:34]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    332
    سطح
    6
    Points: 332, Level: 6
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان گرامی
    نمی دانم چرا پاسخی ازطرف دوستان دریافت نکردم. منتظر نظرات شما هستم تا در سایه خرد جمعی بتوانم روی مشکلم تمرکز بیشتری کنم.
    در همین انجمن موضوعی عنوان شده که خانمی از بی عرضگی شوهرش شکایت دارد. جالب است خیلی از خصوصیات شوهر این خانم در همسر بنده نیز وجود دارد.
    البته بنده اعتقاد ندارم همسرم بی عرضه است. او توانسته تا این مرحله از زندگی را طی کند. والبته به خوبی وفردی قابل احترام برای من ودیگران باشد.
    ولی اون خانم را درک می کنم در لحظه خیلی سخت است که تحمل کنی بعضی رفتارهای این افراد را همسر من مقصر نیست که یک ادم درونگراست این ذاتی است.
    او ارامش واستراحت را دوست دارد،
    من هم مقصر نیستم که برون گرا هستم من تغییر و هیجان رادوست دارم.
    سکوت وتنهایی و ثبات خواسته اوست ولی مایه عذاب من.
    تغییر وحرکت و سروصدای مردم و صحبت کردن خواسته من، و ازار دهنده برای او.
    واین مارا از هم دور میکند.
    اکنون با وجود بیماریش این مسائل با صد درجه شدت نسبت به قبل من را دچار مشکل کرده.
    دلم می خواهد به شخصیت او نزدیک شوم بیشتر درکش کنم . با سخنانم به او ارامش ببخشم اما نمی توانم .
    گویا با وجود استعداد خوبم در این زمینه گنگ شده ام وناتوان.
    کاری از دستم برنمی اید می نشینم در سکوت او وفقط گاهگاهی مثل یک خدمت گذار مودب از او پدیرایی میکنم.
    بدون ابراز محبتی یا رفتار عاشقانه ای . حرفی به ذهنم نمی رسد بزنم. اگر هم سوالی کنم بایک تکان سر یا یک کلمه به طور خلاصه پاسخ می گیرم.
    ویرایش توسط رها٨٠ : سه شنبه 24 شهریور 94 در ساعت 19:20


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تفاوت فرهنگی و شخصیتی -بی توجهی همسرم نسبت به من
    توسط ساقی در انجمن مشکلات ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 شهریور 93, 03:16
  2. قضاوت نابجانکنید آدمای پاک هنوزم هستن.
    توسط *shamim* در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: شنبه 08 شهریور 93, 08:51
  3. ،،اخلاق و عادات بد روزمره من ،،یه روزمرگی بیخود
    توسط ARAM-ESH در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: پنجشنبه 16 مرداد 93, 16:33
  4. کاریکاتور و تصاویر آموزنده و نغز
    توسط مدیرهمدردی در انجمن سخنان نغز و جملات قصار بزرگان
    پاسخ ها: 160
    آخرين نوشته: شنبه 03 خرداد 93, 17:54

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.