برادر بزرگوار هیچ عروسی زندگی در کنار مادر شوهر و پدر شوهر رو دوست نداره و زندگی مستقل رو ترجیح میده . ولی به خاطر علاقه به همسر این رو میپذیره . همونطور
که اقای فرزام به خوبی توضیح دادند شما با مهارتهای همسر داری میتونید این مسئله رو مدیریت کنید . هیچ مشکلی نیست که با محبت نشه حلش کرد . ولی به فکر
استقلال
خانواده تون هم باشید . خانمها دوست دارند همسرشون یک مرد مستقل باشه . البته کمک کردن یا احترام گذاشتن به خانواده منافاتی با استقلال نداره . باید بتونید مرز
این دو رو تشخیص بدید . اقای فرزام مثالهای خوبی اوردند . با اعمالتون به پدر مادرتون نشون بدید که شما دیگه تنها نیستید و همسرتون براتون خیلی مهمه .مثلا اگر
مادرتون از شما میخواد که پیش اونها غذا بخورید هر چند این کار خیلی ساده ایه . ولی همسرتون رو به شدت ناراحت میکنه . و احساس میکنه شما ارزشی برای ایشون
قائل نیستید . یا مادرتون از شما برای شام دعوت میکنه و شما میگید باشه بدون اینکه با همسرتون هماهنگ کنید . از نظر شما مشکلی نیست چون خونه شما با پدر
مادرتون فقط چند تا پله فاصله داره و فرقی نداره که شام رو با اونها باشید . ولی از نظر همسرت اینطور نیست . از نظر ایشون برای این موضوع هم باید هماهنگی صورت
بگیره و به نظر و برنامه های ایشون هم اهمیت داده بشه . جالبه بدونید که اگر اینکار با هماهنگی صورت بگیره در بیشتر موارد با موافقت ایشون روبرو میشید ولی اگر بدون
هماهنگی باشه با مخالفت روبرو میشید .








علاقه مندی ها (Bookmarks)