نقل قول نوشته اصلی توسط خورشید30 نمایش پست ها
سلام مجدد....ولله اقای محترم من فکر میکنم نمیشه با دوتا پست شما دقیق قضاوت بشه که مقصر اصلی کیه..و اشکال کار کجاست..ببینید من یه چیزی رو متوجه شدم....کسانی که میان توی این سایت نظراتشون رو بیان میکنن..تعداد زیادیشون خودشون چندتا تایپیک مبنی بر مشکلات مختلف ایجاد کردن...بیشتر نظراتی که داده میشه...از دید افراد... بر اساس زندگی خصوصی خودشونه..ا!!
از خود حقیرم میگم..که تا حالا نشده بی احترامی به مادرشوهرم داشته باشم..پس اومدم رفتار بد خانم شما رو با مادرتون..با خودم سنجیدم...امروز تایپیک خانم نارجیس رو مطالعه کردم..متوجه شدم ایشون هم نظراتشون رو براساس دید خودشون از زندگیشون میدن..چون خانم شما رو دقیقا دارن با خودشون مقایسه میکنن..که نیاز به محبت داره..نیاز به شنیدن یه جمله دوستت دارم..داره....نیاز به توجه همسرش داره.!!!و دقیقا چیزایی رو ازتون خواستن که در قبال همسرتون انجام بدین...که توقعش رو از همسر خودشون دارن..
درسته نظرات( نظر خود حقیر )کارشناسانه نیست..ولی خوب به هر حال پشت همش تجربه است...و اینکه خانم شما هم یکی از هم جنسای ماست.خوب بالاخره یکی از این راهها رو هم امتحان کنید ضرر نمیکنید......ولی بازم تاکید میکنم...از نظر من..شما باید با همسرتون جدی صحبت کنید و حتی به خانمتون بگین که شرطش واسه ادامه زندگی رو قبول میکنین به شرط اینکه اونم شرط شما رو ( قطع ارتباط با خانوادش )بپذیره....بهش بگو حقیقت منم با خانواده تو راحت نیستم.......البته اینو دارم میگم که فقط بهش ثابت کنید که همچین چیزی امکان نداره....اگه ایشون تونستن به راحتی خانواده خودش رو بزارن کنار......اون وقت میتونن بشینن واسه شما شرط و شروط بزارن....بگو دارم سعی میکنم بهت احترام بزارم....هر توقعی ازم داری رو براورده کنم...در صورتی که دو طرفه باشه..!! شاید اینجوری بهش فهموندین همونقدر که خانواده ایشون واسشون مهمه....خانواده شما هم واستون ارج و قرب داره....موفق باشيد
ممنون از راهنماييتون اون رفته مشاور و مشاور بهش گفته برو خونت بمون تا شوهرت برگرده اونم بعد دو هفته ولي من حلصر نيستم برگردم چون حتا حاضر نيست از مادرم عذر خواهي كنه
هر روز ك ميگذره بيشتر ميفهمم كه بايد طلاق رو بگيرم.مشاورم راست ميگفت اين محبتي كه اينقدر براش انجام دادم اسكش حماقته