سلام خدمت دوستان خوبم. و ممنون که به تاپیکم سر زدین... از شیدا و ستاره زیبا هم به خاطر راهنمایی ممنونم...

الان دیکه من اومدم خونه... دیشب رسیدم ولی باز هم دریغ از یه جمله مخبت آمیز.. رفتارهاش نشون میده از دیدنم خیلی خوشحاله... مثلا خونه رو کلی تمیز کرده بود و برام شربت درست کرده بود ولی من مشکلم اینها نیست... اصلا بنگاه و این چیزا به کنار.. اصلا اونا در برابر این مشکل اصلا به چشم نمیان... بیشتر منظورم از طرح تاپیکم با این عنوان اینه که بگم فکر میکنم شوهرم فکر میکنه من هم مثل خودش به احساس و عاطفه ای نیاز ندارم....

اصلاا نمیدونم این مشکل قابل حل هست یانه؟

اوائل فکر میکردم همه مردا اینطورن ولی کم کم دیدم نه... مردایی هستن که پر از اجساس و عاطفه اند و به زبون میارن...اصلاااا جتی اگر نمیتونه به زبون بیاره من منتظر فقط یکک نگاه عاشقانه از شوهرم هستم.... ولی اونم نیست... دیروز خود من بهش گفتم دوستت دارم و اون هم در جواب من گفت من هم دوستت دارم...

اگه قرار باشه رابطه جنسی که بینمون هست همیشه اینطور باشه میدونم زده خواهم شد...

ای کاش مدیر همدردی یه سری هم به پست من میزدن.... واقعا نمیدونم ایا میتونم با این مساله تا اخر کنار بیام یا نه...مخصوصا الان که میخوایم بچه دار بشیم... خیلی میترسم.. نکنه شوهرم بعد از بدنیا اومدن بچه از لحاط توجه به احساساتم بدتر هم بشه...

شوهر من مرد خوبیه... در عمل هر کاری بدونه دوست دارم برام انجام میده... ادم شوخ طبعیه.. درسته که این اخلاقشو دوست دارم ولی زندگی که همش شوخی و مسخره بازی نیست....

خیلی کم پیش میاد با همدیگه در مورد علائق و انتظاراتمون جرف بزنیم... هر وقت میوخوام جدی باهاش حرف بزنم یا بحثو عوض میکنه یا اینکه از حرفم یه چیزی رو به شوخی میگیزه تا من حرف دیگه ای نزنم...

تا الان نشده در مورد انتظاراتش از من جرفی بزنه... انگار زیاد براش فرقی نمیکنه من تو خونه چه مدلی بگردم... به خودم برسم یا نرسم... کلااا تو این حال و هواها نیست... جمع رو دوست داره برخلاف من که بیشتر دوست دارم با هم باشیم... ا

خیلی دوست دارم گاهی وقتا با هم جدی در مرود یه مساله جرف بزنیم ولی اون علاقه ای نداره...

گاهی وقتا تو شوخی هاش مثل بچه ها باهام حرف میزنه ... من هم همراهی میکنم...کلا دوست داره همینطوری الکی بخندیم با هم... تا حالا نشده به خاطر این اخلاقش ناراحتش کنم .. برعکس همیشه همراهش بودم و کاری میکنم همیشه خوشحال باشه.

ولی ایا اون هم نباید به علائق من توجههی داشته باشه؟؟
اصلا ایا میتونه این مدلی که من دوست دارم باشه؟؟

الان سه ساله از زندگی مشترکمون میگذره... تا الان تغییزی نکرده ... من فقط و فقط ازش انتظار احساس و عاطفه دارم.. به نظرتون این توقع زیادی هست برای یه زن؟ دلم میخواد وابستگی عاطفی هم بینمون وجود داشته باشه... نمیگم اصلا وجود نداره ولی اونقدررررررررررررر کمه که اصلا به چشم نمیاد.

همونطور که گفتم ما هیچ مشکلی با هم نداریم.. همیشه به هم احترام میذاریم و همدیگرو دوست داریم... ولی من واقعااا گاهی وقتا به خاطر این مساله کم میارم....