سلام...به همین میزان که توی پاسخ گرفتن توی این سایت عجولی....امیدوارم واسه ازدواجت نباشی!!!
ولله خودت و اون اقا رو درست تعریف کن واسمون..سن...شغل..تحصیلات....ف هنگ...
بعد اینکه شما واقعا تصورت از زندگی متاهلی چیه؟؟؟؟ مگه خاله بازیه.....؟؟؟؟ خیلی متعجبم ..شما جای خوشحال بودن...تازه افسردگی هم گرفتی؟؟؟؟ اگه عقد کرده بودی..اگه ازدواج کرده بودی..چطور میتونستی با خودت کنار بیایی؟؟؟؟ با اون اقا چطور کنار میومدی؟؟ خدا خیلی دوستت داشته.........!
اخه شما چطور میتونی قبول کنی آدمی که با دروغ وارد زندگیت شده....و عینا به قصد کلاه برداری اومده جلو..ادمی که بددهنه....عادت کرده به صیغه کردن..بشه شریک زندگیت...تو رو خدا یه کم فکر کن دختر....واقعا با صیغه کردنش مشکلی نداشتی؟؟، یه سر به تایپیک های مشابه این سایت بزن.....برو خدا رو سپاسگذار باش.....و یه نذری هم بده که زود شناختی ایشون رو...
چه چیزی واقعا در اون اقا دیدی..که جذبش شدی...و به اجبار بابات جدا شدی...و بعدش افسردگی گرفتی.....!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!؟
مگه میشه....مگه داریم.....!؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)