سلام
مرسی از همه ی دوستانی که میان و نظر میدن
سحر خانوم از شما هم ممنونم،حال و روزتون رو درک میکنم امیدوارم هرچی به صلاحتونه اتفاق بیفته و پدر دوقلوها سالم به خانواده اش برگرده
آقای خاله قزی پیشنهاد باز کردن تاپیک جدید هنوز تو.ذهنم هست،اما هنوز انگار روحم نمیخواد از اون و فکرش جدا بشه
دیروز و امروز کلی به خاطرش گریه کردم
این هوای پاییزی منو بیشتر یادش میندازه،نبودش حس میشه
میدونم که خدا از اینکه من به اون فکر کنم ناراحت میشه چون دیگه نامحرمه
اما الان که داریم به محرم نزدیک میشیم وقتی یادم به روزی میفته که برام از حضرت زینب و صحنه ی عاشورا گفت و اشک منو واسه اولین بار که فقط برای امام حسین و یارانش بود و نه برای مشکلات خودم
دلم اتیش میگیره میگم کاش بودی،کاش برگردی
جالبه دیروز و امروز هم خوابشو دیدم که توی خواب هم متوجه میشم که هنوز از دست پدرم دلگیره
تصمیم گرفتم وقتی یادش میفتم،دلتنگش میشم،چون گناهه فکر کردن بهش،ذکر لا اله الا الله رو بگم
دیگه برگشتشم سپردم به خدا
فقط یه خواهشی دارم از همه دوستانی که تاپیکمو میخونن میخوام کتابی رو بهم معرفی کنید که یه شناخت واقعی از امام حسین و واقعه ی عاشورا کسب کنم
میخوام وقتی تو مجالس محرم شرکت میکنم با شناخت وارد شم و اشک بریزم فقط به خاطر اونا نه مشگلات خودم
مرسی
التماس دعا








علاقه مندی ها (Bookmarks)