زانکوی عزیز من خیلی خوشحالم که از شر اون آدم خلاص شدم. تو اون زندگی خیلی اذیت شدم هم آزار روحی دیدم هم جسمی. مشکل قلبی پیدا کردم از بس غصه خوردم، اصلا آرامش نداشتم. جلوی پیشرفتمو گرفت هم به لحاظ کاری هم درسی. به خاطر اینکه راضی نبود کار کنم از شرکتی که توش بودم و بسیار جای پیشرفت داشتم استعفا دادم و خودشم که مدام بیکار میشد و من در مضیغه مالی بودم. الان که بهش فکر می کنم میبینم خیلی اشتباه کردم که زودتر جدا نشدم. من دو سال پیش بعد خیانتش وکالت طلاق رو ازش گرفتم. با وجود اینکه میتونستم به راحتی جدا بشم ولی نشدم چون دوسش داشتم. ولی اون لیاقت نداشت دوباره رفتارای سابقش خیانتاش و بی محلی هاش و توهیناشو تکرار کرد. منم دیگه صبرم تموم شد و جدا شدم ازش.








علاقه مندی ها (Bookmarks)