قبل از هر چیز برایت آرزو میکنم که عاشق شوی ، و اگر هستی ، کسی هم به تو عشق بورزدو اگر اینگونه نیست ، تنهاییت کوتاه باشد
برایت آرزو مندم که دشمن نیز داشته باشی......نه کم و نه زیاد ..... درست به اندازه ،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قراردهند ،که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد....همچنین برایت آرزومندم صبور باشی ،
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند ........
چون این کار ساده ای است ،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند .....و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی
امیدوارم به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک سهره گوش کنی ، وقتی که آوای سحرگاهیش را سر میدهد چراکه به این طریق ، احساس زیبایی خواهی یافت....به رایگان......
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی .....هر چند خرد بوده باشد .....و با روییدنش همراه شوی ،تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
به علاوه امیدوارم پول داشته باشی ، زیرا در عمل به آن نیازمندی.....و سالی یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی :" این مال من است " ،
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است !
نامه ویکتورهوگو به فرزندش
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
ویرایش توسط ammin : یکشنبه 17 آبان 94 در ساعت 01:01
علاقه مندی ها (Bookmarks)