سلام دوست خوب... اگر دلایل شما برای ترسوتون همین موارد باشه به نظرم شما باید پیش یه روانکار برید... اونجا در مورد گذشتتون و احساساتتون حضوری صحبت میکنه و ریشه این ترستون بررسی میشه...

حالا اگه امکانش هست در مورد گذشتتون برامون بیشتر توضیح بدین..
در گذشته شما هم چنین احساسات ترسی وجود داشت؟

ایا درگذشته شما چیزی هست که همیشه خاطرتون رو اذیت میکنه و با یاداوری اون به هم میریزید؟

خودت فکر میکنی ریشه این ترست چه چیزهایی میتونه باشه؟؟

من خودم شده که دو هفته تمام حتی شوهرم ( به خاطر کار قبلیش) شب ها خونه نبوده هر چند من تو مجتمعی هستم که همسایه ها رو میشناسم و اعتماد کامل وجود داره ولی به هر حال تا صبح تنها خوابیدم و اصلاااا ترسی نداشته و ندارم... پس باید کمی در مورد علت به وجود اومدن این ترس فکر کنید.

و سوال دیگه این که فکر میکنی اگه به خونه مجتمعی یا جای امن تر نقل مکان کنید تمام ترسهاتون از بین میره؟