سلام سبکتکین عزیز
من تو رو از همون 6 سال پیش میشناسم عزیزم..
از همون موقع ها که درگیر جدایی از شوهرت بودیو چقدر شلوغ میشد پستات یادته؟
باورت میشه الان بعد از این همه سال وقتی سر زدم اینجا دیدم پست جدید گذاشتی فقط به خاطر تو اومدم ثبت نام کردم که باهات حرف بزنم؟؟
انقد هیجان زده شدم وقتی دیدم اومدی انقد دلم میخوست بدونم از حال و احوالت ..
سبکتکین منم همون موقع ها که مینوشتی متاهل بودمو مشکلاتی داشتم اما یک درصد هم فکر نمیکردم جدا بشم ..ولی شدم حدودا فکر کنم چند ناه بعد از جدایی تو!!!
منتها فرق من با تو این بود که من خواستم جدا بشن و اون دوسم داشت ولی یه چیزایی ازش فهمیدم که دیگه نتونستم تحملش کنم هر چند که کلا دوسش نداشتم اما نمیخواستم جدا هم بشم ولی بعد از فهمیدن دروغاش و خیلی چیزای دیگه نتونستم تحملش کنم ..جدا شدم چون فکر نیردم بهتر از زندگی با اونه ولی خیلی سخت بود خیلیی..
منم مثل تو دوست داشتم تنها زندگی کنم اما چون خانوادم تو شهرستان بودم بعد از یه سال انقد بهم فشار اومد که علی رغم میلم برگشتم..
3 سال با خونوادم زندگی کردم و مثل تو دوست داشتم ازدواج کنم ولی کو آدم حسابی؟ ماشاله یکی از یکی خیلی ببخشید پست تر دیگه داشتم روانی میشدم وافعا که خدا بهم رو کرد و یکی رو نصیبم کرد که همه انگشت به دهن موندن ..
منم از سر ناچاری تو همین سایتا ثبت نام کردم ..اما
- - - Updated - - -
ببخشید خیلی پراکنده و بد گفتم آخه چند بار نوشتم هی ارسال نشد کلا قاطی شد ..الان نصفه شبه زیاد نمیتونم بنویسم ولی خیلی خیلی حرف دارم باهات و خلاصه بگم که حرفای مدیر رو در مورد این سایتا کلمه به کلمه شو باید طلا بگیری ...
سبکتکبن راستی از شوهر سابقت خبر داری ؟ ازدواج کرد ؟ اصلا فهمیدی دلیل اصلی جدا شدنس چی بود که اننقد اصرار داشت؟
شاید باورت تشه ولی من همه جربانات و حرفاتو یادمه و تو ابن چند سال تو ذهنم بود و همیشه بهت فکر میکردم ..بعدا میام خیلی باهات حرف دارم ولی دون که خیلی برام مهم و عزیزی..








علاقه مندی ها (Bookmarks)