نقل قول نوشته اصلی توسط zzzz نمایش پست ها
سلام پستوکه خوندم یاد پستای پراز غصه و ناراحتی خوذم میفتادم خوب درکت میکنم بایدمعجزه رخ بده حالت خوب شه واس منم معجزه شدزندگیم یهو افتاد رو سربالایی تازه فقط اینجوری کمی ازغصه اون شکستی که خورده بودم کم شد
توفقط بایدبه خودت کمک کنی باور کن هیچکی اکسیرنداره
من چن ماه پیش که تو اوج استرس بودم مشکوک به ام اس شدم انقدالتماس خدارو میکردم میگفتم غلط کردم که قدر نعمتاتو ندونستم هی ایه یاس خوندم خدا بهم رحم کن اگه ام اس میگرفتم فلج میشدم تو اوج جوونیم تو اوج موفقیت خیلی سخت بود میگفتم کاش الکی بخاطر اون پسره حرص نمیخوردم حالا این ام اس مشکوک بود ب خیرگذش من ازون موقع همش کاری میکنم از زندگیم لذت ببرم چون این دنیا محدوده چرا بخاطر مثلا50سال زندگی بخاطرش حرص بخوریم یبار داشتم یه اهنگ گوش میکردم ب خواهرم گفتم این اهنگرو گوش کن واس خدا خونده اونم بهم گفت وا ساناز اینو بر عشقش خونده گفتم نه برخداس یجوری ثابت کردکه برعشقش خونده .انقد عاشق خدا شدم منیکه هرجوک و اهنگو نوشته ای میخوندم ب سامان نسبت میدادمو گریه میکردم باگوش دادن یه اهنگ عاشقونه اونو ب خدا نسبت دادم باور کن خیلی دوسمون داره صبرکن:((
من نمیدونم توچه شرایط سختی هستی خودم یه زمانی توتالار همیاری توتایپیک نامه ای بخدا کلی دری وری میگفتم تو اوج افسردگی بودم و داروییم نمیخوردم :(
فکرمیکنی خدا نمیبینه که تو اوج جوونی و شهوت دنبال فساد نمیری !؟
انقد فکرت پاکه که بجای باز کردن تایپیک درباره اینچیزا یا خواستگاری رفتن و زن گرفتن و دوس بودن تایپیک واس درمانت زدی میدونم انقد غصه داری که بفکر اینچیزام نمیتونی بیفتی
باورکن همه کلی مشکل دارن هنوزم من وقتی ازکارم تعطیل میشم میام خونه انگاروارد غمکده میشم یادته؟خخخخ غمکده
5شنبهاو جمعها واس من روزای غمه واس دیگران روزای شادی هیجانمیرم از افسردگی
ممکنه بگی توکه هرچی خواستی رسیدی .اره ولی مشکل انسانا طرزفکرشونه بایدعوض کنن من حتی اگم ثروتمندترین و ازنظرعلمی اول جهان بودم بازم حالم بدبود چون عاشق چیزای محدود و دنیوی شدم حضرت علی ع گفته یجوری زندگی کنید که انگار این دنیا نامحدوده و همینطور طوریم رفتارکنیدکه انگار این دنیا نامحدوده و اخرت هست .ینی نباید جوریم باشیم گوشه نشین هم بر زندگیت تلاش کن بیشتربر اخرت .تواین سن بهترین سن واس عبادت خداس .
فقط اراده کن روزی چشماتوباز میکنی میبینی موفقترین ادم شدی فقط باید بخوای . باور کن اگه من میشستم تو خونه فقط عبادت میکردم خدا بهم هیچی نمیداد باید تلاش کنی . بشین درس بخون انقدکه بری دانشگاه سراسری ادامه تخصیل بده هم شغل بهتری بدس میاری هم وسواست یادت میره
از بیکاری زده به کلت وسواس گرفتی خخخ برو کتاب بزار جلوت همچین فکرت مشغول میشه وقت سر خاروندن نداری حالا درس نه چیزای دیگه اینهمه کار هس ازیجاشروع کن .
سلام ساناز خوبی؟چ خبر چیکارا میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

معجزه تو چی بود چیشده مگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اره برام منم فقط معجزه..چشمم از تلاشم اب نمیخوره...

من الان حاضرم رو ویلچربودم اما وسواس نداشتم..میتونستم راحت کوشیمو بگیرم دستم..میتونستم راحت برم کوچه برگردم. وو بدون اینکه 10 بار دستامو بشورم.....من حاظرم معلول بشم اما لکنت و وسواس نداشته باشم..چه فایده بدن سالم دارم اما هیچ استفاده ای نمیکنم این با معلول چ فرقی داره شما بگید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فساد؟دوس بودن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تو الان اینارو ی نکنه مثبت برا من میدونی..؟

بگم حذف کن چی میگی؟؟

من انقدعذاب کشیدم نمیونم از عذابه یا استرس یا هرچی خودارضایی دارم شدید..درسته رابطه جنسی نداشتم اما بفکرش هستم چون فقط وقتی سرم گرمه فیلم و خوارضاییه بدبختیامو کم میبینم...(کم نه اصلن ...)

هیچ خوشی ندارم تو زندگیم..و باعث شده طرف اینام برم..دیگه چی بگم....هزار بدبختی دارم..بپرسید بگم همشو

حدود 5 ماهه ی دختر خانومی رو دوس دارم اما نمیتونم و نمیخام بهش بگم..چرا؟
چون لکنت دارم برم چی بگم..یهو زبونم میگیره بیاو جمعش کن..دوما اصن شاید باهاش کنار نیاد سوما من لایق شماها و اون و دوستام نیستم...عاب وجدان دارم همش که با شما ها و دوستام حرف میزنم..من کثیفم..من لایق محبت نیبستم...
اینم از دوستداشتن دیگ از چی بگم براتون......؟؟؟؟؟؟


بدن سالم اما هیچکاری نمیتونم بکنم برای چی عبادت کنم..ک چ بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟شکر برای چی بکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اینکه با بدن سالمم هیچی نمیتونم بکنم و دارم مسوزم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دارم از حرص میترکم..چرا اینقد بدبخت شدم....برا چیه این زندگی لعتنی شکر کنممممممممممممممممممممممم مممممممممممممم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟




انگار حرفای قبلی یادت رفته..چی چیو ازبیکاریه..اح بابا چی بگم اخه...:(

- - - Updated - - -

کاش اخرین روزای زندگیم باشه..

من تو عذابم....

- - - Updated - - -

تا پایان خدمتم بیاد قرار شد برم کارگاهمون..از فردا میرم..کم کم..

ی روز پر از درد و شکنجه در انتظارم هس..خدا شکر که انقد عذابم میدی.....

من هرکاری کنم باز همینم...چارچوب زندگی من اینه هیچجوری درست نمیشه.......تو این دنیا که سوختم...چون با این همه مشکل نماز دعا..قران ثواب هیچی ندارم اخرت هم میسوزم...هنوز عدالت خداوند برام سواله؟؟؟؟؟؟!