با سلام...
یاس پاییزی عزیز ازتون ممنونم که جواب دادید. هدف من کار نیست ولی خب مجبورم که کار کنم. ولی فکر و خیال واقعا اذیتم میکنه. حالا اگر هدف من کار هم باشه نباید انقدر بهش فکر کنم.
فقط بحث هدف نیست. من حتی به روزی ک گذشت و کارهایی که کردم و حرف هایی که زدم هم فکر میکنم. مثلا میگم چرا این حرف و زدم و ... . یا اگر قرار باشه فردا مهمونی برم هم باز فکر میکنم.
خیلی از این بابت ناراحتم واقعا درطول شب آرامش ازم گرفته شده. این در حالی هست که روزها حالم خوبه و مثلا اگر قراره مهمونی برم خیلی هم خوشحالم. اصلا احساس میکنم تفکرم در شب و روز تفاوت داره. شب یک طورم و روز طور دیگه. احساس میکنم اضطراب دارم نمیدونم واسه حلش چکار کنم؟
اینم بگم که قبلا یک مدت قرص های ضد افسردگی (فلوکستین 10) خوردم و حالم بهتر شده.

ممنون میشم اگر راهنمایی کنید دوستان
من به راهنمایی بیشتری نیاز دارم چرا فقط دو نفر منو راهنمایی کردند؟
لطفا اگر راه حلی هست بهم بگید، متشکرم