نقل قول نوشته اصلی توسط جوادیان نمایش پست ها
سلام..مشکل شما رو منم دارم با این تفاوت که من در مواجهه شدن با جنس مخالف اینجوری میشم.. و یک تفاوت عمده که داره اینه که من به علت داشتن چک و بدهی نتونستم خودمو خونه نشین کنم .. والا اگه این بدهیا نبود منم از خونه نمیرفتم بیرون
شما همانطور که نوشتین فوبیا دارین و باید تحت درمان قرار بگیرین ..بنده فعلا با مقاومت کردن و بدون دارو این کارو انجام میدم..و اگه افاقه نکرد حتما به روانپزشک دوباره مراجعه خواهم کرد..

علت های بعدی رو هم که نوشتین منشا شون اضطرابه که تبدیل به حمله وحشت میشه و کنترل ادمو از دستش در میاره.. مخصوصا زمانیکه یه حسی سراسر وجود ادمو میگیره و انگار ادمو چن لحظه پیش نبودیم..

سلام

پس حداقل شما حال من رو درک میکنید

در مورد جنس مخالف بیشتر به تمرین نیازه تا کم کم بدونید با توجه به موقعیت و شخصیت طرف چه طوی باید باهاش برخورد کنید ولی اینکه شما تو مواجه با بعضی محیط ها و یا برخی افراد یک دفعه خشک و یا منجمد بشین خیلی حس بدیه که واقعا ادم از پا در میاره

فکر کنید من نسبت به صمیمی ترین دوست خودم و بچه محلمون تو محیط کار این حالت پیدا میکردم و طوری رفتاری میکردم که انگار اصلا هم نمیشناسیم و کوچکترین رفتار و گفتارش برای من ازار دهنده بود در صورتی که صد برابر بدترش قبلا تو محیط خارج از کار برام مهم نبود و باهاش عادی برخورد میکردم

اتفاقا یک دلیل اینکه دارم مجبور مبشم به فکر درمان بی افتم همین بدهی هاست البته خودمم از این شرایط به هیچ عنوان راضی نیستم و انرژیم خیلی زیاده که دائم دارم خودم و انرژیم به دلیل فوبیا و وحشت از تکرار مجددی شرایط و حس حال قبلی محدود میکنم که این خیلی ازار دهندست


بله هر کدوم از احساسات بد رو بگین تجربه کردم و البته این چند سال اخیر تبدیل به خشم و عصبانیت خیلی بدی شده که فعلا توی خونه زیاد بروز نمیکنه وگرنه قبلا بیرون از خونه اگر شرایطش محیا بود به راحتی دعوا و زد و خورد میکردم