ببخشید آقای جوادیان،
اختلالاتی چقدر از پست آقای خاله قطعی لذت بردم. واقعا دهه شصتی ها چقدر مظلوم بودن . پست ایشون یه فریاد از ته دل بود. واقعا کاش کودکی ما همین قدر آزادی و اصالتمون مورد مراقبت و دایی. قرار می گرفت. شاید اونوقت اینقدر کمبود اعتمادبنفس و مقایسه و هزار و یک جور عقده برامون نمیموند.
بهرحال گذشته ها گذشته.از همین موضوع استفاده میکنم و به تاپیک برمیگردم شاید ماها و نسل های قبل ما این فرصت و .... رو از دست دادن اما نکته مثبتش شاید این بوده که الان مثل آقای خاله قزی یه پدر یا مادر متفکر و اهل دل و با توجه باشیم.
ولی در کل آقای خاله قزی، با حرفاتون انگار آبی بر آتیش درون من ریختید چون واقعا ما خیلی گناه داشتیم.
- - - Updated - - -
ویرایش :
ببخشید آقای جوادیان،
واااااااااااااااای چقدر از پست آقای خاله قزی لذت بردم. واقعا دهه شصتی ها چقدر مظلوم بودن . پست ایشون یه فریاد از ته دل بود. واقعا کاش کودکی ما همین قدر آزادی و اصالتمون مورد مراقبت و توجه قرار می گرفت. شاید اونوقت اینقدر کمبود اعتمادبنفس و مقایسه و هزار و یک جور عقده برامون نمیموند.
بهرحال گذشته ها گذشته.از همین موضوع استفاده میکنم و به تاپیک برمیگردم شاید ماها و نسل های قبل ما این فرصت و .... رو از دست دادن اما نکته مثبتش شاید این بوده که الان مثل آقای خاله قزی یه پدر یا مادر متفکر و اهل دل و با توجه باشیم.
ولی در کل آقای خاله قزی، با حرفاتون انگار آبی بر آتیش درون من ریختید چون واقعا ما خیلی گناه داشتیم.
- - - Updated - - -
راستی در مورد خود من، منفی دیدن گاهی باعث شده یه فرد رو کمتر از اون چه که باید، برآورد کردم اما بعد فهمیدم که چقدر من یک بعدی به شخصیت اون آدم نگاه کردم.
- - - Updated - - -
البته گاهی مثبت اندیشی هم در مورد آدما برعکس از آب دراومده. در کل واقع بینی خیلی بهتره چون دیگه نه انتظار داری کسی خوب خوب باشه و نه از جنبه منفی کسی خیلی ناراحت میشی.
اینم نظر من.
موفق باشید.
- - - Updated - - -
بازمبرای حرفای آقای خاله قزی. آخ که چقدر خوبه آزاااااااااادی درست و به جا. آدم وقتی هم بزرگ میشه دیگه زندگی میکنه برای خودش نه برای کس دیگه.








برای حرفای آقای خاله قزی. آخ که چقدر خوبه آزاااااااااادی درست و به جا. آدم وقتی هم بزرگ میشه دیگه زندگی میکنه برای خودش نه برای کس دیگه.

علاقه مندی ها (Bookmarks)