به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 492

Threaded View

  1. #27
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط هلیاجون نمایش پست ها
    سلام به همه دوستان خوب همدردی

    وای چه ذوقی کردم منم میتونم تو این تاپیک باشم همش میگفتم الان مثل تاپیک حال و احوال یاران
    من نمیتونم چیزی بنویسم.

    خب...از اقای خاله قزی عزیز سوالایی دارم ممنون میشم جواب بدین خواهش میکنم بانو بپرسید

    درود بر پدر مهربان تالار سپاس از تعریفتون خیلی به دلم نشست خدایی

    اقای خاله قزی چرا خاله قزی؟ وجه تسمیه خاله قزی رو میخوام. از اولی ک اومدم همدردی بی جواب مونده!!!

    نه بابا جواب دادم همینطوری چندین ساله ساید بیشتر از 10 ساله چه تیو یاهو چه بقیه جاها خاله قزی اسم مستعارم تیو اینترنت هستش یا golpesar یکبار دومادمون گفتش خاله قزی منم گذاشتم خاله قزی دیگه روم موند اصلا هم نمیدونستم به زبان اذری میشه دخترخاله!!! ولی بهش عادت کردم و دوست ندارم عوضش کنم

    اولین باری ک خانومتونو دیدید و در واقع اولین باری ک دل باختید کی بود؟ توصیف کامل لطفا اگه میشه

    والا مرده شورش رو ببرن اول اون منو دید توی بانک همیشه هم باهاش کل کل دارم چرا نیومد جلو بهم پیشنهاد ازدواج بده بره بگیرمش!! توی خواستگاری دیدمش یکهویی خواهرهام جمع شدن برام یه دختر پیدا کنن منم مغازه بودم یهو زنگ زدن بیا این آدرس منم سریع رفتم در مغازه رو بستم و اونجا رسیدم با یه لباس کاموایی مشکی یقه گرد و شلوار معمولی تا رسیدم گفتم:سلام سلام سلام همیشو ادامو در میاره بعدشم رفتم نشستم روبروم یک خانوم دقیقا مثل خانوم ناظم ها و مدیرها با مانتو مشکی و مقنعه خاکستری خدایی همون اول حساب دستم اومد و ازش ترسیدم!!ولی موقع حرف زدن خبو بود خوش خنده بود منم یکم دلقک بازی در میارودم

    هنوزم به همون اندازه روزهای اول ایشونو دوست دارید؟

    آره چون هم احساسی هستم هم یاد گرفته بودمب صورت خودکار همسرمو دوست داشته باشم الان بیشتر چون بهم مهدیه سادات رو داده و این واقعا عالیه البته قبلا گل رز واسش زیاد میگرفتم دوران عقد بود و داغ بودم و جاهل البته گل بعدا شد 5 تومان دیگه نگرفتم از توی فلکه میکندم الان بیشتر دوسش دارم دستپختشم خدایی بهتر شده از قبل

    کنار خانومتون نشستید و خیره شدید به صورتشون، از خودتون میپرسید ایا واقعا راضی هستید؟یا فقط احساس راحتی میکنید؟ایا واقعا با فرد دیگری خوشبخت تر نمیشدید؟ایا واقعا ایشون همان نیمه گمشده شما هستند؟(این یکی رو از کتاب ایا تو همان گمگشته ام هستی تقلب کردم)

    آره اینو بعضی وقتها میگم خیلی پررو هستم خدایی هسمر به این خوبی و خانومی ولی بعضی وقتها میگم تو میتونستی هر دختری رو خوشبخت کنی و حیف دخترها یه شوهر مثل تو ندارن!!اینو چندبار به خانومم گفتم
    من عاشق اینم مخصوصا وقتی بازیگر زن خارجی کامرون دیار آنجلینا جولی کاترین زتاجونز یا کیم کاردیشان بازی کنن جلوی تلویزیون دراز بکشم با زیر پیرنی و شلوارک ماماندوز و ریشم که داشته باشم خودمو بخوارونم و بگم:خدایی حیف شدم اینا باید زنم میشدن انصافا عاشق این صحنه و دیالوگشم

    راستی تو دوران تحصیل تقلب میکردین؟ یا به دوستاتون یواشکی جواب هارو میرسوندین؟چند دفعه لو رفتین؟

    آره تقلب میکردم دبستان یادمه یکبار سرگروه بودیم من میخوندم و جواب ها رو میرسوندم یادمه دیگه آخراش اونا نمیخوندن و فقط من میخوندم و براشون جوابها رو توی کاغذ مینوشتم!!
    راهنمایی تقلب زیر میز کردیم پشت سریمون لو داد!! یک معلمی داشتیم یمرفت از کلاس بیرون و میگفت من بهتون اطمینان دارم تقلب نمیکنیم ماهم نامردی نمیکردیم و تقلب میکردیم
    توی دبیرستان غیرانتفاعی هم که کلا جوابها رو داشتیم
    راستی اینم یادم رفت توی فنی حرفه ای رفتیم اونم جوابها رو داده بود فقط دوساعت اخر خوندم فکر کن شما تستی بود اینقدر تنبل بودم دیگه سوالها رو هم نمیخوندم فقط تست های صفحه رو جوابش چیه حفظ کرده بودم!!!
    با اینهمه تقلب بزور دیپلم گرفتم البته اونم نرفتم بپرسم واقعا گرفتم یا نه چون 150 تومان بدهکار بودم!!!!!
    فکر کن نابغه ای هستم برای خودم


    اگر با خانومتون به اختلاف نظری برسید چطوری حلش میکنید؟

    متعادل میکنیم من کلا یکم سرعتم زیاده و خانومم منطقی تره ولی از یکطرف هم توی بحث کردنا من صبرم زیاده انصافا دارم شبیه مجسمه یمشم از بس گفتم!! بالای 90% رضایت من خودم اگرذم موافق نباشم زیاد همسرم دوست داره میگم چشم مهدیه ساداتم یاد گرفته میگم چشم بابایی!! کلا روش دشت خالی رو دوست دارم زن و شوهر بهتره یاد بگیرن کنار هم باشه با همه نقاط مثبت و ضعف و توافق و اختلافی که دارن! وقتی علاقه و محبت و احترام و ازخودگذشتگی باشه تیو زندگی اختلافات کمتربار منفی بخودشون میگیرن

    تو خونه کی حرف اولو میزنه؟

    من: میگم چشم
    البته صدام بلندتره ها ولی کلا اخرش میبینم حرف خانومم شده چجوری نمیدونم!!!
    البته اینم بگم خانومم چون میخواد خرم کنه من هروقت میگم زن ذلیلم میگه نه تو اصلا زن ذلیل نیستی!!!!


    اگه تو اینده وقتی ایشالا مهدیه سادات خانوم دم بخت شد و بعد ی شازده ای رو انتخاب کرد ک
    180درجه با غلام مد نظر شما فرق داشت چی کار میکنید؟

    شبیه مامانشه منطقیه مثل خودم احساساتیه 180% بستگی داره چی باشه من اخلاق طرف مقابل برام خیلی مهمه همینطور خانومم اینو نمیتونم کوتاه بیام اصلا و ابدا حتی یکذره توی بقیش من یکی انعطاف دارم

    اگه خدایی نکرده خدایی نکرده بازم خدایی نکرده دیدید این غلام شما دلبندتونو اذیت میکنه، چطوری ادبش میکنید؟ مثل بزرگ اقا میبندینش به درخت و خونین و مالین و ....؟

    یک سوال پرسیدی جوابش راحت نیست من سعی میکنم حق طلاق رو برای دخترم بگیرم حتما عاقل بارش آوردیم میتونه منطقی تصمیم بگیره بعدشم خودش باید تصمیم بگیره اگه به من باشه میزنم سیاه و کبودش میکنم ولی نتیجه مهمه ببینی برای دخترت چی صلاحه اگه بخواد زندگی کنه باید اتمام حجت جدی بشه اگرم نه واقعا نخواد تا قرون اخر مهریه رو از حلقومش میکشم بیرون بهترین وکیل رو براش میگیرم.البته این بعنوان فقط یک پدر جواب دادم وگرنه عاقلانه اش اینه برن پیش مشاور ولی در هر صورت دیگه مثل قدیم بهش نگاه نمیکنم الانم کسی بخواد دست روش بلند کنه یا بی احترامی بکنه من بخودم مشکلی ندارم یکی فحشمم بده و کتک کاری بشه شاید بعدا حل بشه ولی برای همسرم و مخصوصا مهدیه سادات هرکی باشه روش یه خط قرمز میکشم هرکی بود مهم نیتس البته بشرطی که مهدیه سادات مقصر نباشه


    ی نصیحت پدرانه برای مجردین تالار از اونهایی ک به مهدیه سادات خانوم میخواید بگید ایشالا تو اینده

    تالار همدردی رو بچسبید دودستی ولش نکنید انعطاف پذیر باشید یاد بگیر وقتی یکفردی بهت چیزی یاد میده یا کاری برات میکنه ازش تشکر کنی موقع یاد گرفتم دقیقا سعی کن مثل یک کودک هفت ساله کلاس اولی باشه که هیچی بلد نیست

    ((اینار و دارم بخودم میگم اول جسارت نکردم دوستان رو راهنمایی کنم))


    ممنونم و در اخر ارزو میکنم همیشه کنار عزیزانتون شاد وسلامت زندگی کنید
    سلامت باشید همچنین شما بانو
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  2. 4 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    miss seven (جمعه 07 اسفند 94), یاس پاییزی (جمعه 07 اسفند 94), هلیاجون (جمعه 07 اسفند 94), باغبان (جمعه 07 اسفند 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.