سلام اقای باغبان و اقای خاله قزی و بانو عشق افرین خیلی ممنونم ازتون
اقای باغبان تا الان من همیشه سرم تو کار خودم بوده و هنوز حتی پسرای کلاسمونو نمیشناسم .
الانم واقعا نمیخوام خدایی نکرده برم سمت کسی.اصلا قابل بیان نیست درگیری های ذهن من
من ارتباط صحیح با اقایون رو بلد نیستم و همیشه سعی کردم فاصله بگیرم ازشون.علتشم نمیدونم.
یعنی همین نظام شخصیتی بقول شما،برای من مذهب و خانواده تشکیل داده و من قبولش کردم.حالا الان انگار تازه از خواب بیدار شدم وقتی بقیه رو میبینم اصلا برام عجیبه.
بخصوص اولش هضمش برام سخت بود چون فکر میکردم همه مثل همن.
اقای خاله قزی من تشکر ویژه از شما دارم..
مثل دخترتون منو همیشه راهنمایی کردین من خیلی مدیونتون هستم.از وقتی پست رو گذاشتید دارم به حرفاتون فکر میکنم.
منم دوست دارم به این قاطعیت نسبت بخودم برسم..
من نمیخوام با کسی باشم!فقط تفاوت دنیای من با بقیه شک انداخت منو.باز همممم شما به دادم رسیدید.
ممنونم ازتون
بانو عشق افرین
دقیقا حرفتون درست هست دختر خوب که خیلی زیاده من هم دختر خوبی نیستم.
چقدر پخته صحبت میکنید انقدر قانع میشم که اصلا حرفی ندارم بزنم.
به این جنبه اپن مایند!بودنشون فکر نکرده بودم.چقدر جالب بود
باز هم ممنونم ازتون دوستان![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)