سلام و ممنونم برای توجهتون

ببخشید کمی دیر جواب سئوالاتتون رو میدم، سیستمم مشکل داشت.
اگر بخوام چند نمونه مثال بزنم، مثلاً توی محیط کارم من مسئول چند تا پروژه هستم و در واقع تمام کارهای مربوط به اون پروژه مربوط به منه، هر تغییری در راستای این پروژه ها بخواد انجام بشه باید با من صحبت بشه، در واقع برای همه همکارها و اونایی که مسئول پروژه هستن همینطوره، نمیدونم شاید مثل خیلی از محیطهای کار ایرانی، اینجا هم دو دستگی بین همکارا وجود داره(البته من خیلی سعی کردم که خودمو قاطی این باند بازی ها نکنم و واقعاً هم تا حد زیادی موفق بودم اما از قدیم با چند نفر از همکارا صمیمی تر بودم)، برای بهبود پروژه من راهکارها و پیشنهاداتی هست که من همیشه تو جلسات به مدیر خودم میگفتم و ایشون به دلیل کمبود امکانات مالی به تاخیر مینداختن. چند وقت پیش متوجه شدم که دو تا از همکارا تمام پیشنهادات خود من که تو جلسات به صورت شفاهی به مدیرمون میدادم رو به صورت کتبی برای مدیر عامل بردن و از طرف خودشون برای پروژه من تصمیم گیری کردن. چند تا مساله وجود داره:
1- اینطور به نظر میرسه که من تو انجام پروژه ام بی کفایت هستم و بقیه نگران تر از من هستن
2- من مسئول گزارش دهی به مدیر هستم نه مدیر عامل چون ارتباط ما با مدیر عامل به مراتب کمتر هست اما ایشون به واسطه ارتباطی که با مدیر عامل واسه خودشون ترتیب دادن اینکارو انجام دادن.
3- این افراد دقیقاً افرادی بودن که من با اون ها صمیمی تر بودم و در واقع جزء دوستان من بودن! وقتی فهمیدم فقط دهنم باز مونده بود که چراااااا؟!!!
من وقتی متوجه این اتفاق شدم ،ناراحت شدم و خیلی محترمانه تو جلسه ای که عنوان شد بهشون گفتم بهتر بود قبل از ارائه این پیشنهادات به صورت کتبی به مدیر عامل! حداقل با من که مسئول این پروژه هستم صحبت میشد چون بالاخره حالا نه به عنوان حتی مسئول به عنوان تنها کسی که میتونه و باید اینکارا رو انجام بده در جریان اینکار قرار بگیرم تا حداقل نظر فنی خودمو بگم که این کار تو پروژه خودم شدنیه یا نه! اما بعد از اون ماجرا با اینکه روابط رو خیلی خدشه دار نکردم اما دیگه صمیمیت سابق رو نداشتم و از اونجایی که معمولاً آدم خوشرویی هستم زود متوجه سرد شدن روابط من شدن و گفتن که شما حساسی، حالا مگه این شرکت چییییی هست که آدم حرصشو بخوره، اینجا کی به حرف آدم گوش میده و...
بله از نظر من هم شرکت و مسئولین خیلی کم توجهی می کنن اما اگر اینطوره دلیل این کار و پیشنهادات مخفی چیه؟ کسی که خودش شرایطو میدونه چرا سعی میکنه پروژه و اعتبار کسی دیگه رو زیر سئوال ببره و از ارتباطاش استفاده کنه.
این ماجرا چند ماهی هست که تموم شده و من به روابط عادی (اما نه مثل سابق صمیمی) برگشتم اما حرف اینکه "شما حساسی" برام غیر قابل هضمه، این فقط یه مثال بود که امثال این کمابیش زیاد اتفاق میفته... نمیدونم چرا آدما هر کاری دوست دارن میکنن و ما ناراحت میشیم یعنی حساسیم و اگه همون کارو با خودشون بکنیم ..... تو همین مورد افرادی که در جریان بودن، تعدادی میگفتن حساسی و بیخیال بابا و ... و تعدادی میگفتن نه حق با توئه و کار اونها اشتباه بوده...

در مورد صحبتتون که گفتید کماگرایی و اخلاقگرایی دارم بله حق با شماست اما چون خونگرم هستم تقریباً با همه روابط خوبی برقرار میکنم ولی هر کسی رو وارد حریم شخصیم نمیکنم چه تو کار چه محیطهای دیگه در واقع باید از فیلتر من رد بشن تا دوست واقعی بشن. همیشه مراقب حرفا و رفتارم هستم کسی ناراحت نشه، اگه کسی ناراحت بشه در بیشتر مواقع سوء تفاهم بوده.
قبول دارم که قبلاً حرف مردم و رضایشون خیلی برام مهم بود اما الان چند سالی هست که این ایرادمو متوجه شدم و دارم رو خودم کار میکنم، خدارو شکر خیلی بهتر شدم.

حساسیت و زود رنجی شاید یکی از بارزترین ایراد اخلاقی من از بچگی بوده، نه اینکه همیشه و همیشه این اتفاق بیفته اما به مراتب بیشتر از بقیه است و یا حداقل ظاهرم ناراحتیمو نشون میده و بقیه متوجه میشن.
در مورد بچگیم پدر و مادرم همیشه میگن که از بقیه بچه ها باهوش تر بودم و خیلی مسائل رو زودتر متوجه میشدم و چون ناراحتیمو بروز میدادم همه متوجه میشدن که من هم میفهمم و هم حساسم. حالا که بزرگ شدم این مساله برام مشکل ساز میشه گاهی من که دوست دارم همیشه با همه خوب و خوشحال باشیم به دلیل آسیب هایی که از اطرافیان میخورم و چون خودم آسیب نمیزنم آزرده میشم.
راستش میدونم که دنیا و آدماش همیشه خوب نیستن و نمیشه انتظار داشت که اگه تو سعی میکنی خوب باشی دنیا هم باهات خوب باشه اما انگار آدمایی مثل من چون افکار زیر آبی رفتن و یا خورد کردن و کوچیک کردن بقیه رو ندارن همیشه از قافله جا میمونن.
نمیدونم افکارم درسته یا نه، روشم درسته یا نه، فعلاً که تصمیم گرفتم یه مدت بیشتر روی خودم کار کنم تا آدم بهتری برای خودمم باشم. نمیدونم چجوری...
خیلی از این کارها تو محیط کارم انجام میشه که شاید مدرسه خوبی واسه تمرین من برای تغییر شده، از مدیرمون به دلیل اینکه خیلی جاها حق منو ضایع کرده خیلی ناراحتم حتی چندین بار بهش گفتم اما ... این ناراحتی من حتی تو سلام و علیک کردن به مدیرمون خودشو نشون میده، و مدیرمون کاملاً اینو فهمیده (باز هم از روی ظاهرم...)
نمیدونم چیکار کنم ناراحتیم به ظاهرم منتقل نشه، اما میشه!