جالبه که بعضی از دوستان بعد از تمام ماجراهای پست قبل و این پست هنوزم این دختر رو مقصر میدونن.در مورد کم بودن اعتماد به نفسش همه بهشون تذکر دادیم ولی من نمیدونم چرا این دید در جامعه هست که زن باید بسوزه و بسازه و مردی رو که ادب و شخصیت نداره تازه ادب کنه(اون آقا اگر یک ذره شخصیت داشت سعی نمیکرد با تحقیر این خانم و از بین بردن اعتماد به نفسش خودش رو عزیز کنه).زن باید بشینه و صداش در نیاد و عیب های آقا رو از دنیا مخفی کنه و سعی کنه غیرمستقیم طوری که به غرور آقا برنخوره با به قول معروف "سیاست زنانه" یک ذره زندگیش رو قابل تحمل کنه ولی همین آقایون کدومشون غرور خانومشون براشون مهمه؟چند نفر آقا از حالات و روحیات و شیوه فکر کردن خانم ها آگاه هستن؟چقدر آقایون دارند تلاش میکنن زندگیشون رو حفظ کنند؟(منظور درصد کل توی اجتماعه وگرنه همین جا آقایونی هستند که با چنگ و دندون برای زندگیشون میجنگن.).به نظر من دوره ای که ما زن ها باید عیب مرد رو بپوشونیم و مادر دومش باشیم تموم شده.مرد اگر مرده و ازدواج کرده باید متعهد باشه و اگر راه اشتباه رفت عواقبش تمام و کمال و با شدت بکشه. اون وقت یاد میگیره هر سلامی علیکی داره و یاد میگیره وقتی هنوز آدم ازدواج نیست یا خلا شخصیتی داره با زندگی بقیه بازی نکنه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)