سلام
چه روزهایی که میتونستیم خوشبخت و شاد باشیم و من بخاطر شکایتهایی که نفر سومی باعث اون بود سخت و عذاب آورشون کردم. یاد گرفتم هرگز شوهرمو بخاطر رفتار و کردار دیگری سرزنش نکنم. فهمیدم باید همه افکار و گفتار مخرب رو در همان لحظه ای که اتفاق افتادند رها کنم.
یاد گرفتم وقتی دچار رکود و سکون میشم یک روز صبح بیدار بشم و بقول گیله مرد نادر ابراهیمی بگم امروز شنبه منه. از همین امروز باید شروع کنم نه روز دیگری که از مدتها پیش برایش برنامه ریزی کرده ام.
بزرگی می گفت همیشه برای هم تازه باشید. یاد گرفتم برای همه اطرافیان تازه و نو باشم طوری سلام کنم که انگار روزها از آخرین ملاقاتمان می گذرد و طوری خداحافظی که با رفتن من آن موجی که آمده بود و فضا را تغییر داده بود احساس شود.
نباید برخی افکار و مسایل حل نشده را در ذهنم بایگانی کنم. اینها در طول زمان ریشه دار شده و افکار منفی رو جذب می کنن.
و هر گاه به شدت خسته و بی پناه و نگرانم دعای توسل رو با تمام وجودم میخونم .







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)