اگه عروسیتونم باشه ولی ذره ای خوشحال نباشین یا نسبت به پدر و مادرتون هیچ احساسی نداشته باشین یا کلا فکر کنید دنیا جای مزخرفیه کاش زودتر بمیرم میشه افسردگی دیگه یا نسبت به بچتون هیچ احساسی نداشته باشین منم فکر می کردم طبیعی هستم تا اینکه یه روز یکی از دوستام گفت چند وقته یه جوری شدم بعد احساس و حالت منو گفت اون موقع من 20سالم بود من گفتم اینا که طبیعیه منم همین طوریم دوستم رفت پیش روانکاو تا خوب شد تازه فهمیدم همه عمرم افسرده بودم کلا احساس بدبختی تو زمینه ذهن آدم خیلی حس بدیه چند روزی حالم بهتر شد خیلی خوب بود شروع کردم زبان یاد گرفتن که همیشه دلم می خواست یاد گیریم فوق العاده شده بود ولی زود از بین رفت دوباره افسرده شدم به خاطر طرز فکره اینقدر افکار منفی میاد سراغم تا بلاخره از پا درم بیاره