نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره زیبا نمایش پست ها
سلام عزیزم اگه دوستش ادم مشکل داری نیست جای ترس نداره
همسرت که به شما میرسه بذار یکم هم برا خودش باشه اتفاقا اگه در این زمینه حساسیت کم کنی خودش کمرنگ میکنه رفت امدهاش رو
کلا ادم از چیزی منع کنی بیشتر حریص میشه
مرسی ستاره جان از وقتی که گذاشتی نه دوستش ادم مورد داری نیست اتفاقن خیلی پسر خوبیه و کل خانواده همسرم اون رو میشناسن چون سالهای خیلی زیادیه ک با همسرم دوسته و حتی خانوادگی هم همدیگرو میشناسن
اما مشکل من اینه که همش احساس میکنم همسرم دوست داره بره اونجا و یا به هر بهونه ای شده فرار کنه بره سمتش و اینکه هوای منم داره به این دلیله که میترسه ناراحت بشم ولی دلش اونجاست حتی یبار گفت که بعصی شبا دوس داره بره اونجا بخابه حتی بخاطر این قضیه یه بحث طولانی بینمون شکل گرفت آخرشم تسلیم شدم و اجازه دادم یه شب دیگه بره اونجا بخابه ولی خب خیلی تو دلم ناراحت بودم ولی اصلا بروش نیاوردم
با مهربونی بهش گفتم باشه اشکال نداره من 2 سال اول زندگیمون تو رو تنها گداشتم حالا تو یه شب میخای تنهام بزاری عیبی نداره وقتی هم برگشت اصلا بروش نیوردم و باهاش بد برخورد نکردم ولی ته دلم ناراحت بودم حالا نمیدونم اگ یبار دیگه این پیشنهاد رو داد چکار کنم ؟ناراحت بشم؟نشم؟بروش بیارم یا نه؟

در ضمن این رو هم بگم که وقتی دخترخاله و دخترعمه و دخترای همسن و سال فامیل بیان خونه مادرم اینا همسرم اجازه میده من شب برم اونجا بخابم و خوش باشم حتی اجازه داد من دیدار اقوام به شهر دیگه برم و روحیه ام عوص شه اما حالا ک توبت خودشه چطوری تو ذوقش بزنم؟