ستاره زیبای عزیزم ممنون که به تاپیکم سرزدی
ازنظر همسان بودن واقعاهستیم،من تمام سمینارای دکترفرهنگ درباره خواستگاری رو گوش کردم و سعی کردم درست پیش برم،تاالان خداروشکرعقایدمون خیلی شبیه بوده،ازین به بعدم با توکل به خداپیش میرم اماواقعامادرم داره خیلی اذیتم میکنه عکس العمل من درمقابل تحقیراوتوهیناش به خودم و نامزدم فقط سکوته،متاسفانه هرکسیم ازفامیل میگه پسرخوبیه مامانم بدترمیشه.
من توتاپیکای قبلیمم گفتم مادرم وسواس فکری شدیدداره و سوظن،همش فک میکنه مردم دروغ میگن،میگه من راضی نیستم اگه احترام قائل بودی واسم رد میکردی اماواقعاعقلم دلیل منطقی واسه ردکردنش پیدانمیکنه و نمیخوامم اینکاروبکنم، ولی متاسفانه هرروز مامانم دعواوقهرو توهین میکنه.
ازطرفی به هردری میزنه ماباهم درارتباط نباشیم هرچقدرم بزرگتراباهاش حرف میزنن که بایدهموبهتربشناسن کوتاه نمیادمیگه اگه پسره بگه نمیخامش آبروم میره،جوریه که اگه نامزدم تلفن بزنه مامانم تادوروز باهام لج ودعوامیکنه!
واقعاهیچ راهی به ذهنم نمیرسه








علاقه مندی ها (Bookmarks)