با سلام
انسان مجموعه ای از نیازمندیهای جسمی و روانی دارد که باید برای ارضاء صحیح آنها برنامه داشته باشد.
غذا ، پوشاک، مسکن، ازدواج، فرزند و ....
کسانی که این نیازمندی ها و اولویت هایشان را متوجه نشوند یا انکار کنند ممکن است موجب شود به شیوه ناصحیحی به یک نیازشان پاسخ دهند.
ازدواج یکی از نیازهای اساسی هر انسانی هست. و باید به وقتش انجام شود. حالا ممکن است که به خاطر موانعی چند ماه یا چند سالی عقب بیفتد.
اما اینکه یک فردی به بهانه تحصیل، بهانه شغل، بهانه رفاه، بهانه آزادی، بهانه لذت بردن از زندگی، بهانه کمالگرایی برای انتخاب همسر یا ...؛ ازدواج خودش را عقب بیندازد. از آن به بعد این فرد نیست که دست به انتخاب برای این نیازش می زند، بلکه نیازهای عاطفی و جنسی سرکوب شده اش، او را مدیریت می کند.
شاید در زمان عادی فرد بتواند برای انتخاب همسر تصمیم بگیرد. اما در زمان نیاز بحرانی این نیازهای عاطفی و جنسی بدون در نظر گرفتن عقلانیت و بر اساس احساس و هیجان برای فرد تصمیم می گیرد.
از طرف دیگر وقتی ازدواج به عقب می افتد، فرد شناختش نسبت به ازدواج به شدت تحریف می شود. و روش کار برای ازدواج را اشتباه می رود، معیارهای ازدواج را اشتباه می کند. و هیجانات و احساسات کلا زندگی او را دستخوش امواج سهمگین می کند. و او متوجه نمی شود ریشه ضربه ای که می خورد از چیست.
راه درمان این مشکل هم فهم اینست که نیاز اساسی ما یک مرد خاص یا زن خاص نیست. بلکه نیاز اساسی ما نیاز به جفت و جنس مخالف هست.
اما چرا در یک فرد خاص متمرکز می شود. به خاطر همان تحریفاتی که به خاطر بی توجهی به اولویت های زندگی کرده ایم و به حالت بحرانی رسیده ام.
حالا که متوجه شدیم نیاز ما ازدواج هست نه یک فرد خاص چه باید بکنیم؟
باید آگاهی کافی و مهارت کافی در مورد شناخت ازدواج و همسر یابی و معیارهای انتخاب همسر ور وش های آن را کسب کنیم. و از دنباله روی احساسی که منجر به وابستگی و تحریف انتخاب ما می شود ، حذر کنیم.










علاقه مندی ها (Bookmarks)