نقل قول نوشته اصلی توسط mohamad1001 نمایش پست ها
سلام
به نظر من اشتباه شما این بوده که در مورد دوس پسرهای قبلیتون با این اقا صحبت کردین. به عنوان یه پسر میگم بهتون که وارد هر رابطه ای شدین به هیچ وجه و به هیچ عنوان در مورد روابط و دوستی های قبلیتون با طرف مقابل صحبت نکنید چون این حرفا مثل خوره میفته به جون مرد و طرف خل میشه کم کم. گذشتتون چه خوب و چه بد مال خودتونه و دیگران نباید پاسخگو باشن. مردا هرچقدر هم تریپ روشنفکری بردارن ولی بازم توی دلشون دختری رو میخان که افتاب مهتاب ندیده باشه. این یه حقیقته چه باور کنین چه نکنین. من که خودم 100%إ اینطوریم. شما شاید یه دوستی در حد اسم ام اس داشتید ولی مرد توی فکر خودش اونو صدبرابر بزرگتر میکنه یا در مورد اردو رفتن با دوستان برای تفریح ابدا همچین چیزی رو مطرح نکنین چون مرد با خودش میگه خب توی ماشین چجوری نشستن جدا یا دختر پسر قاتی و مثلا کسی دستاش رو گرفته و و و و و ....
باور کنین اینا همش حقیقت داره ولی شما میتونین به راحتی و از همون اول یه مقدار سیاست داشته باشید و منکر دوستی و رابطه با پسرا بشید تا خیال طرف راحت بشه
ببینید ربطی به امل بودن و اینا نداره. من خودم ارشد دارم ولی همیشه به خاطر تحصیل و کار تو مناطق دور انقدر سرم شلوغ بوده که به فکر دوست شدن با دختر نیفتادم و همیشه به ازدواج سالم فکر کردم و حالا به نظر خودم حق دارم که با یکی مثل خودم که سالم باشه ازدواج کنم و نه کسی که صدتا دوس پسر داشته و معلوم نیست با چنتاشون رفته تفریح و باهاشون چه کارایی نکرده ازدواج کنم
سلام
ایشون هم مثل شما تا بحال رابطه جدی ای تقریبا نداشتن به جز یک مورد. و من مطمعنم اتفاقی که براشون افتاد دقیقا همینی بود که میفرمایید. به خصوص که بعد از معوق کردن رابطه، چون دیگه منو نمیدیدن این فکر و خیال هاشون خیلی بیشتر هم شده بود.
اما قضیه اینه که ایشون از من پرسیدن، و من جدا از اینکه دوست ندارم دروغ بگم، اما میدونستم که حتی اگه کتمان بکنم هم بار سنگین دروغم همراهمه و همیشه باید توی هر موقعیتی میترسیدم از اینکه بفهمه و یه عمر با ترس زندگی میکردم.
ضمن اینکه ایشون چیزایی هم درمورد من شنیده بودن و تحقیق براشون کاری نداشت.

اونوقت اگه میفهمیدن حقایقو، من دیگه واقعا حقم بود که به عنوان دختری که صادق و درستکار نیست نزد ایشون شناخته شم!

با همه اینها، حالا که ایشون فهمیدن و این بلاهایی که میگین سر ذهنشون اومد، چه کاری میشد برای جبران مافات کرد؟ چون من واقعا مشتاق اصلاح خطاهام بودم و مطمعنم از نظر اخلاقیات و درستکاری همسر شایسته ای خواهم بود! چه راهی داشتم برای اثبات این؟
(این خطا هم که میگم، من هرگز هرگز برای خوشگذرونی با کسی نبودم، به قصد شناخت ازدواج بودن که خیلی زود متوجه ناهماهنگی ها میشدم و جواب منفی میدادم)