چرا هیشکی به تاپیک من سر نمیزنه ؟؟؟؟؟
خسته شدم ازین ماجراهایی که تموم شدنی نیست . هر روز یه داستان . هرچی میخاد به خونوادم میگه . خیلی پرتوقع و پر رو شده .
خواهرش بهم اس داد که میای خونه مامان اینا که موهاشو رنگ بریزم گفتم امروز نیستم ولی فردا میام باشه . من همش میخام همه چی خوب شه ولی شوهرم نه.
واسه این گفتم امروز نمیشه چون امشب خونه مامانم اینا مهمونیه فک کردم حداقل خودش نمیاد منو میرسونه . الان داشت میرفت بیرون گفتم منو برسون باز برگشت بیا دنبالم . پر رو میگه خودت برو خودتم برگرد . گفتم خب تو داری این راهو میری منم برسون که توو گرما مجبور نشم پیاده برم میگه هه نخیر خودت برو .نمیدونم چیکار کنم .
از طرفی نمیدونم فردا رفتنم به خونه مادرش با این اوضاع درسته یا نه؟؟؟ تو رو خدا یکی سر بزنه به من یه چیزی بگه خیلی حالم بده....