نقل قول نوشته اصلی توسط paiize نمایش پست ها
سلام دوست عزیز
من تاپیکهای قبلیتونخوندم وپاسخم صرفا بادیدن این تاپیک هستش

میشه بگی لحن حرف زدنت باهاش چه جوریه؟چه موقع دعوا وچه خوبی
همسرت نسبت به بقیه هم پرخاشگری میکنه؟اخلاق کلی اش چطوره؟

دنیاجان وقتی گوشی روجواب ندادحرفتو پیامک میکردی واسش تامیدید اینجوری درجریان قرارمیگرفت.خیلی هم بازبان خوب مینوشتی
هرمردی قلق هایی داره...بایدکاری نکنی که زمینه عصبانیتش جوربشه.
شایدشغلشون خسته کننده ست که اینقدرعصبی میشن واسه معطل شدن پشت در
بهش بگوعزیزم من اگه کلیدمیزارم توی دردوست دارم خودم دروبازکنم وبیام استقبالت..اگه اینومیگفتی وقتی موضوع مهمونهارومطرح کردی دیگه اونجوری نمیشدچون بهش انرژی مثبت روداده بودی
بگردببین قلقش چه جوریه...بایدیه کم مهارتهای رفتاری روتمرین کنی اونوقت دیگه این مشکلات کوچیک پیش نمیاد.
نگران نباش اول زندگی هستی کم کم همه چی راحتترمیشه
البته اگه تلاش کنی وایناهمه تجربه بشه
مرسی عزیزم از جوابت.راستش رو بخوای هرکی با همسرم در ارتباطه رو سرش قسم میخوره ولی نمیدونم چرا با من اینطوریه.دیروزم مم خسته بودم همسرمم خسته بود وقتی اون شروع کرد به داد و بیداد منم عصبانی شدم و صدام رفت بالا.ولی خودمو سریع کنترل کردم اما ایشون از کنترل خارج شد همه چیز بهم ریخت.تو این ۴ماه نذاشتم ذره از ناراحتی بوجو بیاد.حق ر بهش نمیدادم اما نمیذاشتم سر این مسایل دعوا راهبندازه سریع با شوخی و خنده مسئله رو حل میکردم ولی دیروز دیگه نشد.همسر من متاسفانه قط خودشو میبینه و میگه همه باید با من هماهنگ باشن و این نشدنیه.حاضر نیست یکم انعطاف داشته باشه تو مسائل مختلف.من دیروزم بعدش بهش گفتم شما خسته بودی من نباید اونطوری باهات حرف میزدم ولی اصلا دلم نمیخواد باهاش هم صحبت بشم.با خودم میگم حیف از این همه محبت به این مرد.دلم سوخت از این که گفت فاتحه این زندگی خونده است من برای این زندگی کم تلاش نکردم و از خودم کم مایه نذاشتم.دوسشم داشتم انصافا ولی از دیروز دلم باهاش صاف نیست از اینکه سر مسئله به این کوچیکی پشت پا میزنه به همه چی....مطپئنا جواب منو بدتر از این ها در آینده خواهد داد.نمیدونم چیکار کنم؟؟بدجوری سردرگمم....