
نوشته اصلی توسط
negad
م تا اين كه مامانش برگرده همه اون روياي شيرين تموم ميشه گير دادن هاي الكي شروع ميشه كي مياي كي ميري چرا ميري مثلا دفعه پيش كه مامانش رفت من دخترم رفتيم خونه مامانم. و يه هفته مونديم البته شوهرمم ميومدتا اينكه مامانش برگشت البته مامانشم ميدونست كه ما رفته بوديم واقعا دليل تغيير رفتارهاي شوهرم نميدونم آيا واقعا مامانش نميزاره؟ يا اين پيش مامانش مردونگيش نشون ميده اصلا نميفهمم كي به كيه كه اينجوري ميشه و چي كار كنم تا رفتارش هميشه طوري باشه كه مامانش نيست واقعا از آقايون ميپرسم شايد اونا دليل اين رفتارهارو بدونن . واقعا از خدا ميخوام تو كورترين نكته ايران زندگي كنم ولي مادر شوهرم و دختراش از ما دور باشن. راهنماييم كنين لطفا
ممکنه همسرتون می خواد جلوی خواهر و مادرش اقتدار و جذبه اش را در زندگی مشترکش نشون بده
شما در این مورد باهاش همکاری کن ... جلوی خانواده اش بهش احترام بذار
وقتی ازتون سوالی می پرسن بگو نمی دونم ... باید با x هم صحبت کنم. بذار ببینم x چی می گه ...
برای جواب دادن به بعضی سوالها سعی کن با نگاه کردن به همسرت و تایید گرفتن از ایشون حرفت را بزنی.
به همسرت اعتبار بده جلوی خانواده اش
منظورم این نیست که خودت را بی اراده و بی اختیار نشون بدی.
بلکه وانمود کن ما با هم تصمیم می گیریم ... نظر ایشون مهمه و ...
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)