مادر همسرتون آدم عجیبی هستند. ایشون با وجود اینکه حتما سن و سال کمی ندارند، هنوز به این درک نرسیدند که عشق بدون اخلاقیات و تعهد معنا و ارزشی نداره. این خانم نه تنها به همسر خودش خیانت کرده و همزمان موجبات به هم خوردن زندگی یک زن دیگه و فرزندان اون خانم شده، بلکه درکی هم از اشتباه بودن کارش نداره و به کارش افتخار می کنه. حتی نوجوان های هیجانی و احساساتی هم تا این حد بی اخلاق و خود محور نیستند. این مسئله و سایر رفتارهایی که از ایشون توصیف کردید من رو به این فکر می اندازه که ایشون مشکل جدی شخصیتی و روانی دارند. این مسئله احتمالا برای همسرتون زجر آوره چون به خاطر پیوند فرزند-مادری ایشون رو دوست دارند ولی مجبورند سوء استفاده های متعددی رو که مادرشون ازشون می کنه تحمل کنند. اگر به روان شناس مراجعه کردید حتما این مسائل رو هم مطرح کنید چون احتمالا خانمتون به کمک روان شناس در این زمینه هم نیاز داره.

به نظرم همسرتون واقعا شما رو دوست داره که حاضر شده روابطشون رو تا این حد با خانواده اش محدود کنه. بالاتر از دوست داشتن، به شما تعهد داره و به پیمانی که با هم بستید پایبنده. نمی دونم در مورد پیشنهاد ترکیه نظرشون چی بوده، ولی به نظر من واقعا پیشنهادتون خیلی خوب و سخاوتمندانه بوده.

امیدوارم در کنار هم از پس این مشکل بر بیاین و موفق و عاشقانه به زندگی تون ادامه بدین.