متاسفانه خانواده ی ایرانی از اساس مریضه. این تصور عمومی وجود داره که "بچه عصای دسته" و خیلی از پدر و مادرها با این فکر بچه بزرگ می کنند و وقتی که بچه بزرگ می شه استقلال فرزند و تشکیل خانواده اش براشون خیلی سخته. اینکه بچه عقیده و دیدگاه متفاوتی از اونها داشته باشه پذیرفتنی نیست و... و بچه ی بیچاره می مونه با یک دنیا فشار و احساس گناه به جرم زندگی کردن!
از نظر من بچه دار شدن با این طرز فکر خودخواهی محضه و باعث همین مشکلاتی می شه که تو این تاپیک می بینیم. نباید نسبت به بچه ها احساس مالکیت داشت. به قول جبران خلیل جبران:
فرزندان شما از آن شما نیستند ، آنها دختران و پسران زندگی اند.
آنها از طریق شما به دنیا گام نهاده اند ، نه از شما .
وهر چند با شما هستند ، به شما تعلق ندارند.
شما شاید بتوانید عشقتان را به آنها بدهید ، ولی فکرتان را نمی توانید .
زیرا آنها افکار خودشان را دارند .
شما شاید بتوانید برای جسمهای آنها مسکن فراهم آورید ، ولی نه برای روح آنها .
زیرا روح انها در خانه فردا مسکن دارد ، فردایی که شما قادر نیستید آن را ببینید.
حتی در رویاهایتان .
شاید شما تلاش کنید که مثل آنها شوید ، ولی از آنها نخواهید که مثل شما شوند .
زیرا زندگی به عقب باز نمی گردد و با دیروز سرو کار ندارد.
شما کمان هستید و فرزندانتان تیرهای زندگی اند ، که از این کمان پرتاب می شوند .
آن که کمان را آفریده است مسیر را به نیکی می شناسد .
و با مشیت خود شما را تا آنجا خم می کند که تیرها در کمال آرامش ، اما تا حد نهایت خود بپرند .
بگذارید سازنده کمان شما را در مسیر شادی و شادمانی خم کند .
بگذارید تیرها رو به جانبی که او می پسندد پرواز کنند .
و بدانید که او کمان را نیز استوار و محکم می پسندد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)