خیلی ممنون از پاسختون

اتفاقا من خیلی کم محلی میکنم بهش اما انگار اصلا متوجه نیست و هر روز بیشتر میاد طرف من.
در ضمن من اصلا نمیخوام با برادرش صحبت نکنه و بالعکس. اما خب فکر میکنم هرچیزی حدی داره. اینکه ما توی مهمونی هستیم پشت سر هم زنگ بزنه فکر نمیکنم کار جالبی باشه.

در مورد تجربه هم که فرمودین ایشون دارن حالا میخوان ما رو راهنمایی کنن باید عرض کنم تجربه ندارن. فقط الان چون برادرش رفته خارج از کشور مثل ندید بدید ها داره رفتار میکنه و جلوی غریبه و آشنا و دوستانش این موضوع رو عنوان میکنه و چون میخواد برای خودش اعتبار کسب کنه به دوستش که چند ماه دیگه میره اونجا شماره شوهرم رو میده! و بعدا هم از شوهرم حتما میخواد بره برای دوستش خونه پیدا کنه، بره فرودگاه دنبالش و ... . و همسرم هم حتما برای اینکه خواهرش جلوی دوستش ضایع نشه مجبور میشه این کارا رو انجام بده. این موضوع هست که منو آزار میده. به نظر خودم این پیشنهاد برای یک فرد متاهل که همسرش همراهش نیست خارج از کشور، اصلا قابل بخشش نیست.

سعی میکنم به پیشنهاد شما از حساسیتم کم کنم اما این مورد معرفی دوستش رو نمیتونم هضم کنم. من اینجا تنها، شوهرم اونجا تنها، چطور میتونم این موضوع رو نادیده بگیرم؟