به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 12 مهر 95 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1395-4-13
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    405
    سطح
    8
    Points: 405, Level: 8
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 73.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    پشت رفتارهای شوهر من تحریکات مادرشوهرمه دقیقا حرف شما درسته همین کارو سخت کرده . چون تا شوهرم آروم میشه و من میخام نفس راحتی بکشم بعد از دیدارشون باز روز از نو روزی از نو . مادرشوهر منم فوق العاده سیاست دارن حتی با شوهرم. اگر یه موقعی شوهرم طبق خواسته مادرش یه کاری رو انجام نده مادرشوهرم چنان برخوردی باهاش داره اصن محلش نمیزاره باهاش حرف نمیزنه بعد شوهرم گاهی ناز مادرشوهرمو میکشه تا خوب شه . برای همین شوهرم جرات نداره خلاف میلش رفتار کنه .
    اصلا شوهرمو انقد تحریک کرده نسبت به خانوادم اصن حرف خانوادمم نمیتونم بزنم چه برسه بخام مثلا تعریفی کنم .
    شوهرم عاشق بچه اس . به نظر شما اصن امیدی هست با اومدن بچه شوهرم دست از این کارای بچه گانه برداره ؟؟ خانم مهندس شما بچه دارین؟؟؟؟

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 آذر 98 [ 10:00]
    تاریخ عضویت
    1395-7-04
    نوشته ها
    150
    امتیاز
    5,613
    سطح
    48
    Points: 5,613, Level: 48
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 137
    Overall activity: 70.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    426

    تشکرشده 287 در 117 پست

    Rep Power
    39
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط baran265 نمایش پست ها
    پشت رفتارهای شوهر من تحریکات مادرشوهرمه دقیقا حرف شما درسته همین کارو سخت کرده . چون تا شوهرم آروم میشه و من میخام نفس راحتی بکشم بعد از دیدارشون باز روز از نو روزی از نو . مادرشوهر منم فوق العاده سیاست دارن حتی با شوهرم. اگر یه موقعی شوهرم طبق خواسته مادرش یه کاری رو انجام نده مادرشوهرم چنان برخوردی باهاش داره اصن محلش نمیزاره باهاش حرف نمیزنه بعد شوهرم گاهی ناز مادرشوهرمو میکشه تا خوب شه . برای همین شوهرم جرات نداره خلاف میلش رفتار کنه .
    اصلا شوهرمو انقد تحریک کرده نسبت به خانوادم اصن حرف خانوادمم نمیتونم بزنم چه برسه بخام مثلا تعریفی کنم .
    شوهرم عاشق بچه اس . به نظر شما اصن امیدی هست با اومدن بچه شوهرم دست از این کارای بچه گانه برداره ؟؟ خانم مهندس شما بچه دارین؟؟؟؟
    با این اوصاف بهتره دنبال یه مشاور خبره باشید و مساله رو با جدیت بیشتری پی گیری کنید.
    راستش تا به حال نه دیدم و نه شنیدم که بچه مشکلات والدینشو حل کرده باشه!!! برعکسش خیلی اتفاق افتاده که مشکل پیچیده تر شده یا مشکل جدیدی به وجود اومده.
    نه عزیزم من تازه دو ماهه عقد کردم. هنوز زیر یه سقف نرفتیم.
    منم دنبال یه راه حل هستم برای مشکلاتم و شاید اگر به نتیجه ای نرسیدم ناچار به جدایی شم.

  3. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 12 مهر 95 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1395-4-13
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    405
    سطح
    8
    Points: 405, Level: 8
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 73.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    امروز با شوهرم دعوای شدیدی افتادم البته پشت تلفن . اون میخاد نه تنها با خانوادم قطع رابطه کرده با تمام فامیل قطع رابطه کنه . گفته بودم که ما فامیلیم . الان دیگه مطمئنم همع چی زیر سر مادرشه .
    بعد از عروسی یکی از فامیلا به بهانه اینکه فامیلها بهش بی احترامی کردن و تحویلش نگرفتن گفت باید با همه قطع رابطه بشه چه خودش چه بچه هاش. دایی منم که جلوش نمیتونه حرفی بزنه . بعد از اون مراسم مشهد منو شوهرم با آشناها توسط شوهرم کنسل شد گفتم چرا گفت همینطوری مهمونی رفتن کنسل شد . خونه خالم محرم شبها مراسمه . بهشزنگ زدم گفتم تا تو از سر کار بیای منم با مامانم هماهنگ میکنم میرم مراسم و برمیگردم گفت نه گفتم چرا شرو کرد داد و بیداد و فش دادن به منو خونوادمو فامیلو و ... جلو دامادش اینا چون با هم کار میکنن .
    منم چون فهمیدم دیگه قضیه داره از کجا آب میخوره گفتم من چیکار به مشکلات بقیه دارم من واسه امام حسین میخام برم مراسم .
    بعد از فحش گوشیو قطع کرد . من زنگ زدم واسه داییم که پدرشوهرمه . آخه هروقت مشکلی هست فقط از خانوادش داییمه که دوسم داره و پشتمه و منطقیه . گفتم وضع زندگیم اینه با خانوادم که قطع رابطه کرده با فامیل که قطع رابطه کرده . به من چه ربطی داره که مادرش همچین دیدگاهی داره و دوس داره با همه قهر باشه . من واسه دل خودم مراسمارو میرم . کلی باهاش حرف زدم و گفتم من به آینده این زندگی خوش بین نیستم گفت من باهاش حرف میزنم . امشب میخام وقتی اومد خونه سنگامو باهاش وا بکنم بگم که قرار نیست من با فکر مادرش زندگی کنم .
    بابام اینا که متوجه رفتارای شوهرم شدن میگن با وجود مادرش این آدم بشو نیست الکی وقتتو داری هدر میدی اون واست ارزش قایل نیست اونوقت تو براش احترام قایلی .
    تو رو خدا دوستان کمکم کنین خیلی اعصابم داغونه . از همه سمتی فشار رومه . کسی تجربه اینچنینی داشته . تو رو خدا مشاورای سایت یه نظری بهم بدیم .
    امشب میخام باهاش حرفامو بزنم میدونم منطقی نیست و ممکنه هر عکس العملی نشون بده و هر رفتاری کنه .


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 دی 90, 00:01
  2. شکست های پی در پی عاطفی -- بی تفاوتی و افسردگی
    توسط arioo در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 مهر 88, 22:06

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.