به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Threaded View

  1. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام

    مشکل شما می تونه کامل خواهی باشه. همون چیزی که تو خیلی از متن های روانشناسی بهش می گن کمال گرایی، اما کمال گرایی در واقع چیز دیگه ایه، و نشونه ی چیز بدی هم نیست. ما انسان ها فطرتا گرایش به کمال داریم، و اون کلا چیز دیگه ایه. اما اینکه ریشه ی کامل خواهی من چی بود رو آخر پستم می گم، شاید ریشه مشکل شما هم همین باشه.

    من هم اوائل ارشد خیلی با خودم درگیر بودم تا اینکه خواهرم بهم گفت:

    میشل لازم نیست از همه بهتر باشی، کافیه از همه بدتر نباشی.

    این جمله تو ذهنم نشست و آزادم کرد. بعدش دیگه برای خودم کار می کردم، و عملکردم هم خیلی بهتر شد.

    اما مشکلم رو بصورت ریشه ای حل نکرده بودم، برای همین سر پایان نامه دوباره پیداش شد. البته خیلی حادتر، تا جائیکه کاملا مریض شده بودم. اینبار استاد مشاورم با پس گردنی نجاتم داد! گفت چه خبره تو به اندازه ی دو تا پایان نامه کار کردی، از همین کارهات حداقل پنج تا مقاله دراومده، که سه تاش درحد ژورنال های معتبر هستن، دیگه چی می خوای؟؟ و مجبورم کرد که کارمو همونجا متوقف کنم و مقاله ها رو بنویسم.

    بماند که استاد راهنمام این وسط چه بلایی به سرم آورد. که تو تا حالا کجا بودی؟ چرا این همه کار کردی و من اصلا خبر ندارم! (چون کارم رو کم می دیدم و انتظار خیلی بیشتری از خودم داشتم، هیچوقت به استاد راهنمام ارائه نداده بودم. مشاورم هم از همش خبر نداشت).

    خلاصه بالاخره مقاله ها رو نوشتم. و اونقدر مورد پسند استادم بودند که شاید من تنها دانشجویی بودم که بدون اینکه مقاله ها رو چاپ کنم، نمرشون رو گرفتم. البته بیشتر بخاطر اعتبار استادم.

    اما آخرش به چی رسیدم؟ اینکه این کمال خواهی بخاطر این بود که "عاشق" نبودم. وقتی عشق باشه، لذت و شادی و نشاط آدم در گرو نتیجه نیست.

    من همه چی رو (شامل مقاله ها) کنار گذاشتم و رفتم سراغ کاری که واقعا عاشقش بودم و هستم. و از لحظه به لحظه اش لذت می برم، حتی اگه به نتیجه نرسه.

    به نظر من شما هم ممکنه (برخلاف تصورت) واقعا عاشق نباشی. البته توصیه نمی کنم مسیر فعلی رو قطع کنی. اما عشقت رو پیدا کن.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  2. 2 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    meinoush (پنجشنبه 22 مهر 95), خطا پوش (پنجشنبه 22 مهر 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 26
    آخرين نوشته: دوشنبه 23 شهریور 94, 21:54
  2. بی حوصله ام و بی انگیزه
    توسط parvaaz در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: سه شنبه 16 تیر 94, 02:08
  3. من شوهرم و دوست دارم اما اون من و میزنه.
    توسط عاشق همیشگی در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 اردیبهشت 92, 00:00
  4. 19 تـوصـيـه در آستـانـه ازدواج
    توسط keyvan در انجمن سایر مقالات ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 10 شهریور 90, 23:07

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.