شیدا جان، برآورد خودت از این کار چیه؟ یه قدم مثبت بوده؟ یه ذره تغییر بوده یا هیچ؟
همین که بدون کارتون خوابیده ( که روانشناسهای کودک اون را خیلی مضر می دونن)، همین که کنار مادرش و با صدا و نوازش مادر خوابیده ... به نظرت قدم مثبتی نیست؟
آروم آروم می تونی شرایط را بهتر کنی.
نمی دونم چی شده که قصه به سوپ درست کردن رسیده ... شاید می شد داستان را یه جوری می بستی که به آشپزی نرسه.
می تونستی بهش بگی که الان دیر وقته و عمو پورنگ هم رفته بخوابه، بهتره ما هم بخوابیم و فردا عصر که از سرکار بیام با هم سوپ عمو پورنگ درست می کنیم.
هم صبر کردن را یاد می گرفت
هم تمام روز به ذوق قراری که با شما داشت خوشحال بود
هم عصر با شما آشپزی می کرد و سرگرم بود
شب بعدی هم ادامه همان داستان، خاطره ی سوپ عموپورنگ و .... می تونست باعث بشه سراغ کارتون را نگیره.
شیدا ... باید با بچه ات زندگی کنی. باید با عشق باهاش زندگی کنی
اگه خودت لذت ببری از بودنش، اونم آروم می شه، لذت می بره، جواب محبت و عشقت را می ده.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)