من كه الان مجردم خونه پدرم يه قاشق بلند نميكنم غذا هميشه حاضر و آمادس...لباسامو فقط توي ماشين ميزارم...بااين وجود اصلا وقت نميكنم وهمين كه بيام خونه فقط يه ساعتي رو فرصت كنم كه استراحت كنم
دقیقا منم زمان مجردی همینطور بودم.![]()
ولی بعد از ازدواج هم کارهای خونه هم کار خودم که ساعت کاریشم بیشتر از شماست رو داشتم. دانشگاه هم بود. منم وقتی مجرد بودم نگران بودم که نتونم ولی خود
به خود همه چیز درست میشه.عادت می کنی.
اتفاقا این که همسرت عصرها سرکاره خوبه.میتونی تو زمان که اون نیستش هم تا حدی به کارهای خونه برسی هم
به ظاهر خودت.فقط سعی کن به خاطر اون یه کم بیشتر بیدار بمونی و با هم باشین که برای اون هم چیزی کم نزاری.
چون ساعت کاری همسرتم زیاده اگه بخوای خانه دار باشی بهت سخت میگذره تنهایی.
من مطمئنم از عهدش برمیای. فوقش اگه نخواستی بعد از بچه دار شدن نرو سرکارو.








علاقه مندی ها (Bookmarks)