آقای باغبان ، منم پست حنا رو خوندم این مطالب به ذهنم اومد اما نتونستم مثل شما قشنگ بنویسم ، کلن فکر کنم منو و شما خیلی مثل هم فکر می کنیم اما نظام فکری شما خیلی مرتب و منظم حلاجی می کنه
در کل حنا جان ؛ مادر شوهر رو باید با قلبت بپذیری وگرنه میره رو مخت ، باید محبت کنی و شیرین زبونی ، توی این موردی که شما تعریف کردی من جای هیچ سیاستی از طرف شما ندیدم و کلن خیلی با ظرافت عمل نکردی ، کاش صبوری بیشتری میکردی ، اینجوری به پدر و مادرش ثابت کردی که آره همون جور که محمد میگه من بدم ، در صورتی که با پنبه هم میشد توی این قضیه سر برید
به توصیه های آقای باغبان گوش کن ، من دارم روی مهارت های ارتباطیم کار می کنم ، امروز روز دوم هست ، خیلی سخته ، دقیقا مثل این میمونه که روی خودت چکش بزنی و خودت رو صیقل بدی ، پس یا علی








علاقه مندی ها (Bookmarks)