نقل قول نوشته اصلی توسط arghavan1366 نمایش پست ها
شما سه سال بدون اون ادم تونستید زندگی کنید و پیشرفت کنید بعد از این هم می تونید.
راستش خیلی از کارهایی که تو این مدت کردم با این ذهنیت و هدف بود که روزی بتونم به کسی دوسش دارم یا فکر میکردم دوسش دارم برسم!!

نقل قول نوشته اصلی توسط arghavan1366 نمایش پست ها
این خود ما هستیم که به یه فکر یا رویا یا هرچی پر و بال می دیم و یه آدم رو توی ذهن خودمون بت می کنیم و خودمون رو به این فکر وابسته و در نتیجه در عمل نمی تونیم نادیده بگیریمش. به نظر من شما باید این حقیقت رو بپذیرید که بالاخره "یک روز" باید برای همیشه این مساله رو که اون ادم دیگه توی زندگی شما نیست بپذیرید و برای خودتون حلش کنید.
گاملا درسته، من تو این شش سال تو ذهنم با این خانونم زندگی میکردم، میدوستم کارم غلطه و تلاشی برای توقفش نمیکردم، چون یه جور احساس رضایت کاذب بهم القا میشد با این تفکر.

نقل قول نوشته اصلی توسط arghavan1366 نمایش پست ها
بعدش مطمئن باشید باز هم می تونید به کس دیگه ای احساس پیدا کنید. این ویژگی ادماست که در گذر زمان می تونن چندین بار عاشق بشن ...
عاشق شدن اسونه ولی تجربه کردن عشق سخته، من نمیتونم کسی رو خوشبخت کنم وقتی اکثر ظرفیت ذهنم درگیر جای دیگه ای هست.
خیلی ممنونم از وقتی گه گذاشتین و یه چیزی که جا داره بگم اینه که عشق اول خیلی فرق داره طبق شنیده های من، میگن هرگز فراموش نمیشه شاید کمرنگ شه ولی فراموش نمیشه!!! فک کنم این حالت در مورد رخ داده!!