به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

Threaded View

  1. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 خرداد 97 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1394-11-18
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    2,045
    سطح
    27
    Points: 2,045, Level: 27
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 5 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقای بابک و زندگی بهتر عزیز ممنون از راهنماییاتون. ویس عزیز از شما هم ممنون اما مادرشوهر من اصلا پیر نیست. ایشون خیلی هم جوون هستن حدود چهل و پنج سالشونه و خیلی هم به روزن و حتی من اگه یه دست لباس بگیرم ایشون تا همون هفته بهتر ازونو نگیرن راحت نمیشینن. پس این کاراشون از سر پیری نیست. ایشون حسادت و چشم و هم چشمی خاصی به من دارن تا جایی که یه مانتو بگیرم امکان نداره همون هفته بهتر و گرونترشو نگیرن. ازینکه من و شوهرم باهم بیرون بریم به شدت ناراحت میشن و حتی چند بار بهم تذکر دادن که خوششون نمیاد منو شوهرم باهم بیرون بریم و باید ایشون با شوهرم برن برای خرید و این چیزا و من خونه بمونم! ناراحتیشون ازیین نیست که تنها میمونن ناراحتیشون ازینه که من تحت کنترل ایشون نیستم ازین به بعد . وگرنه وقتی هم که من تو خونشون زندگی میکردم برای اینکه به من ثابت کنه که تو در نظرم آدم نیستی جلوی من زنگ میزد به دختر یکی از فامیلا که شب بیا با من بخواب من تنهام! . شوهر من این اخلاقاشو میبینه و میگه که اهمیت نده مامانم دنبال دعواست. تو این پنج سال هیچوقت نشد یه کاری بکنم و ایشون تحقیرم نکنه. حتی یه مدت همه کاراشو من میکردم اما ذتا کسی میومد میگفت دخترم خسته شد اینقد کار کرد. این اخلاقا تو ذاتشونه. اذیت دادن من لذت خاصی برای ایشون داره. من نمخوام اینجا باشم چون دارم مثل خودشون مشم دیگه اینقد تو این مدت عقده ای شدم که گهگاهی به سرم میزنه که منم به روش خودش اذیتش کنم. من دوست ندارم بچم تو این شرایط و با ان اخلاقا بزرگ بشه. الان حرف از مرخصی زایمان بود خلی رک گفتن سه ماه بری مرخصی کافیه شش ماه میخوای چیکار! خب من موندم مرخصی من چه ربط به کسی داره وقتی تو این چند سال کل فشار زندگی روی من بوده دوست ندارم کسی راجع به ارتباط من و بچم نظر بده. تمام رفتارها و کارهای ایشون در نظر من حرص آوره . حتی مشاورم به من تاکید کردن که هرچه زودتر ازونجا برم و مستقل شم ولی شرایطو نداشتم.الانم خیلی ناراحتم که هنوز انجام واقعا دارم زجر میکشم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید movafagh تشکرکرده است .

    ZENDEGIBEHTAR (چهارشنبه 24 آذر 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مامانم دیوونم کرده
    توسط darvin در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 26 مرداد 92, 10:55
  2. دیوونه شدم کمک لطفا
    توسط idontknow در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 آذر 91, 16:43
  3. وسواس فکری من و خاستگارم دیوونه کرده البته بیشتر من!!
    توسط arameshe ziba در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 22:38
  4. دارم دیوونه می شم... دیگه خسته شدم
    توسط matin_female_1988 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 خرداد 90, 21:30

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.