ممنونم که به تایپیکم سر زدی
وزنش از وقتی خودش غذا می خوره کم بوده ولی تحرک و هوشش عالیه
خیلی حافظه خوبی داره و معلم از نظر درسی خیلی ازش راضیه
با بچه ها رفاقت نمی کنه ( اما بازی رو خیلی دوست داره)
جز با دوستای خاصش با کسی بازی نمی کنه تو مدرسه دوست خاصی نداره چون چندبار مسخره اش کردن اونم دیگه با کسی صحبت نمی کنه (اصولا رابطه اش با بچه های رنج 10 تا 12 خیلی بهتره ، سر بحث بن تن و ...)
تو خونه بچه خوبی فقط برای مشق هاش باید چند بار بهش تذکر بدم وگرنه رابطه اش با من خیلی خوبه همیشه با هم کار می کنیم ( به تمیز کردن آینه و سرامیک و قراردادن لباس هر کس تو کشو خودش علاقه داره) بازی می کنیم فیلم میبینیم و کتاب می خونیم : تکه کلام ها رو خوب به ذهن میسپره : مثلا هر وقت تشنه اش میشه میگه باب اسفنجی نوشیدنی تقاضا دارم( به حالت و صدای پاتریک)
خوب صحبت می کنه
دلیل و برهان قشنگ برای هر مسئله داره
مثلا یه بار پسرعموش چند تا موشک کاغذی داشت بهش نمی داد پسرم بهش گفت می دونستی امامان ما خودشون لباس کهنه می پوشیدن لباس نو هاشون رو می دادن به فقرا
متاسفانه در مورد بگو مگو باید بگم من و همسرم همیشه داریم
دلیلش هم اینه که همسرم وقتی چیزی مطابق میلش نباشه داد و هوار می کنه ( دیروز بهش میگم من امتحان دارم این چند روز هوای منو داشته باش میگه باشه ، بعد وقت رفتن میگه برگشتم خونه تمیز باشه : و تمیز اون یعنی خونه تکونی )
دیروز به من میگه همش تقصیر توه (درباره همه چی من مقصرم)
تو بداخلاقی و ......
اصل بحث ها هم سر این مسئله اس که منو نادیده میگیره (بهم میگه تو رانندگی یاد نمیگیری یادم بگیری ماشینم رو بهت نمی دم: در حالیکه همه حقوقم رو بهش میدم و قبل از ازدواج خودش و شلوارپاش)
یک ماه بود که دعوا نکرده بودیم و خیلی جو خونه عالی بود اینکه تو هم جو پسرم اینجوری شده برام تعجب آوره










علاقه مندی ها (Bookmarks)