هر چى فكر ميكنم ميبينم اين آدم هيچ جورى درست بشو نيست، هيچ مدلى.... ذره اى اميد ندارم، روحيه ام خوبه، فقط يه سرى كارهامو روبراه مى كنم ببينم ميتونم اين آدم رو از زندگيم بندازمش بيرون يا نه؟!
فعلا آمادگى اينو ندارم كه اسمم بشه مطلقه ولى همه جوره از ذهن و قلبم و زندگيم حذفش كردم.
حتى ازش متنفر هم نيستم، اونم اون مدلى بود ديگه چه ميشه كرد، هوسباز بود، خودشيفته بود و هزارتا مشكل داشت، من به روزهاى شاد و خوبى كه قبل از محمد داشتم رسيدم و دارم پيش يه مشاور جديد ميرم كه كمكم كنه چطورى بتونم طلاق رو قبول كنم و شكستم رو بپذيرم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)