من صرفا نظر شخصیم رو میگم.
این بی وجود نر! با شما ازدواج نمیکنه ثریا جان، این رو مطمعن باش.
این فرد اصلا انسان نیست که با ازدواج با اون که هیچ با نانو ثانیه ای فکر کردن به اون بخوای عمرت رو تلف کنی. این موجود وجدان که مهم ترین خصیصه ی انسانی هست رو نداره و هر بلایی میتونه سر هر کسی تو هر زمانی که نفعش ایجاب کنه بیاره. این موجودات هیچ چیزی حالیشون نیست و فقط خودشون رو میبینن. در هر برحه ای از زندگی هم مثل حیوون رفتار میکنن.
اگر ذره ای وجدان داشت که نداره و بویی از انسانیت میبرد که نبرده هیچ وقت 7 سال آزگار توی دختر رو تو رابطه ای که هیچ هدفی جز برطرف کردن میل شهوانی خودش براش نداشته، نگه نمیداشت که روحت، احساست، عاطفه ت، فکرت، ذهنت و زندگیت درگیرش بشه و نتونی به کیس های ازدواج فکر هم بکنی.
این موجود چقدر بی وجدان هست که نه تنها به روح و احساست رحم نکرده به جسمت هم ذره ای دل نسوزونده و به عنوان یک وحشی تمام، فقط خودش و مفت حال کردنش رو دیده و بهت تجاوز کرده.
حتی اگر اومد و گفت میخوام باهات ازدواج کنم اصلا و اصلا و اصلا قبول نکن! خودت رو بدبخت نکن! این حیوون تو هیچ مرحله ی زندگی با تو مثل انسان و خانم رفتار نخواهد کرد همونطور که تا حالا مثل یک دختر و انسان باهات رفتار نکرده. از کوزه همان برون طراوت که در اوست! اون به منش انسانی عادت نداره و تو رو تبدیل به یک بیمار روانی میکنه و تا سطح خودش پایینت میاره!!!
بهتره استغفار کنی، از این مسیری که رفتی برگردی، توبه کنی، یک بار دیگه متولد بشی اما این بار با کوله باری از تجربه و دید باز که با حرفای نابی که دوستان در اینجا میزنن و چشم و گوشت باز میشه، تجربه ت و دیدت بازتر هم میشه و عمق و سطح میگیره. عمل کن و بکارتت رو بازسازی کن. تلاش کن به زندگی متعالی انسانی برگردی و با شان و منزلت یک بانوی اصیل اشنا بشی و درست مثل یک بانوی مورد احترام و دارای شان و منزلت زندگی کنی. خواستگارانت رو بپزیر و به فکر ساختن یک زندگی پر از احساس و ارامش و اسایش برای خودت باش. به خدا توکل کن و از این ناکجا ابادی که رفتی برگرد.
اگر این نر هم تهدیدت کرد یا ترسوندت و ... تا بمونی و مفت بهش حال بدی و این روند همینطوری ادامه داشته باشه، بگو که میری دادگاه و کلانتری و شکایت میکنی و به روز سیاه مینشونیش. میدونی که قانون با این متجاوزین به نوامیس چیکار میکنه؟ اینجا رو خوب بخون. بگو ابروی خودش و هفت جد و ابادشو تو شهر میبری و از کار بیکارش میکنی و اصلا لازمم نیست که خودت رو درگیر کنی و اینکارها رو افراد دیگه ای برات انجام میدن. نترس ولی بترسونش.








علاقه مندی ها (Bookmarks)