سلام.
در مورد مشکل شما من فکر می‌کنم یا شوهر شما دنبال بهانه هستند برای جدایی یا اینکه همونطور که یکی از دوستان دیگر هم گفتند ایشون دچار بیماری هستند که بهش می‌گن پارانویا.
البته تخصص من نیست که بخوام مشکل ایشون رو تشخیص بدم، ولی از مشاور و متخصص روانشناس کمک بگیرید و نشونه‌هاش رو بگید می‌تونه بیشتر راهنمائیتون بکنه.

نکته بعد اینکه ایشون از سادگی و دل‌پاکی شما سوءاستفاده می‌کنند. اگر کمی اطلاعات حقوقی داشته باشید می‌دونید که طلاق اینطوری نیست که شوهرتون بره وقت بگیره از دادگاه. مگه خونه خالست؟ قانون آئین دادرسی تمام این مراحل رو مشخص کرده. برای حضور از دادگاه شوهر نمی‌ره وقت بگیره. بلکه باید دادخواست رسمی طلاق بده و وقت رو هم دادگاه تعیین می‌کنه و نه شوهر شما. و برای دعوت هم نامه رسمی می‌یاد. شوهر شما از ناآگاهی و کمبود اعتماد به نفس شما سوءاستفاده می‌کنه. (البته اعتماد به نفسی که احتمالا خود همسرتون در از بین بردنش نقش داشته)

نقطه ضعف بعدی شما دخترتون هست. به نظرم به خاطر فرزندتون خیلی به همسرتون باج می‌دید.
من فکر می‌کنم شما به تنهایی مراجعه کنید به یک مشاور و مشکلتون رو مطرح کنید.
همچنین با یه وکیل خانم هم مشورت کنید تا ایشون اطلاعات حقوقی در مورد شرایط طلاق و حضانت فرزند و اینجور چیزها به شما بدن.
حساسیتتون رو هم روی بچه به همسرتون بروز ندید. چون ایشون بیشتر از این قضیه سوءاستفاده خواهد کرد. حتی اگر بحث طلاق و اینجور چیزها پیش اومد بگید بچه رو نمی‌خواین.
نگران سخن‌وری همسرتون هم نباشید. مشاور و روانشناس (اگر واقعا کارش رو بلد باشه) تحت تاثیر سخن‌وری قرار نمی‌گیرن و مشکل طرف رو از روی برخی نشانه‌ها تشخیص می‌دن.وکیل و قاضی هم هر روز با کلی شیاد و کلاه بردار و دغل‌کار سر و کار دارند که احتمالا شوهر شما جلوی اونها هیچی نیست.

پس ابتدا با خودتون و ترس‌هاتون و مواردی که باعث سوءاستفاده همسرتون می شه (از جمله ناآگاهی از قوانین و نقاط ضعف احساسی مثه دخترتون) مقابله کنید و بعد برای نجات همسرتون و در نهایت زندگی خودتون و دختر گلتون اقدام کنید.