با سلام ، شاید من درست نتونستم مشکلمو مطرح کنم البته درسته من خیلی جاها کوتاه اومدم و البته خیلی جاها هم نیومدم مثلا جاهایی که دوست ندارم برم مهمونی براحتی نمیرم و جالبه خانواده همسرم منو مستقل تر از داماد دیگه شون میدونن اما من راستش نمیخوام خانواده م دوشقه بشه یه طرف خواهرم و یه طرف همسرم و خانوادش.
راستش با وجود اینکه حرف خودمو میزنم ولی اکثر اوقات احساس میکنم حقم و دارن میخورن. از مظلوم بودن بیزارم چه تو محل کار چه تو خونه .
خانواده همسرم به ظاهر با خواهرم مشکلی ندارن اما خوب زیادم کوتاه نمیان. درست ترین برخورد چیه ؟ به لحاظ سنی خواهرم و خانوادش کوچکتر از اونان .
میترسم نتونم رفتارهای سرد همسرمو در قبال اونا تحمل کنم و همه چی رو خراب کنم کار از بحث و گفتگو و دعوا و قهر و سرسنگینی گذشته ، نمیخوام کم بیارم ولی افتادم به خودخوری