آقای علی6 ، گزینه ی شما نایاب نیست. بله، من چنین دختر هایی رو اطرافم بسیااار زیاد دیدم. اما لازمه من چند مساله رو خدمت شما عارض بشم. شاید نشانه های اشتباهی دنبال میکنید. به عنوان مثال:
دختری می خواین که با سواد باشه، لذا ملاک شما شده دانشگاه، اما هر دختری که دانشگاه رفت حتما با سواد یا باشعور نیست.
اگر بانویی زیاد به حجابش اهمیت داد و مسجد رفت به این معنا نیست که خشکه مذهبه یا روشنفکر نمیتونه باشه.
اگر خانومی شاغل باشه به معنای استقلالش نیست، یا اینکه فکر کنیم اگر بانویی سر کار نرفت، متحجر هست و از خودش نظر نداره.
فکر میکنم در قدم اول خواستگاری این که خانواده طرف رو بشناسید، چهره اش به دلتون بشینه و طی تحقیقات سلامت اخلاق و هم کفو بودنش به شما ثابت بشه کافیه. اکثر این موارد که شما فرمودین وقتی با طرف گفت و گو کردید متوجه میشید. این که چگونه صحبت میکنه، دغدغه اش چیه؟ اکثرا علمی صحبت میکنه یا بیشتر از خودش نظریه پردازی میکنه. آیا اصلا توانایی درک افکار شما رو داره یا فانتزی هاش چیز دیگری هست... و نشانه های بیشتر در شرایط خاص مشخص میشه که نیازمند تعامل بیشتر هست، نه حدسیات. مثلا دختری که سرزنده و زبر و زرنگه یا دختری که بی حوصله است، دختری که وقتی کنارته، مقابل دیگران احترامت رو میبره بالا یا کسی که با حرفاش و سبک سری هاش شرمنده ات میکنه و ...
این مسائل رو از دور با مشاهدات جزئی یا حرف های ضد و نقیض دیگران نمیشه قضاوت کرد.
مورد دیگه که دوست داشتم خودتون مستقیما اشاره کنید همین مرزبندی ها بود. گنجاندن برخی تضاد ها و استثناء ها کنار هم. به عنوان مثال: شما دختری میخواین که تو جامعه بوده باشه، تعامل داشته باشه، زیاد هم به لحاظ مذهبی سخت گیر نباشه ، 25 سال هم سن داشته باشه، با تجربه و درک بالا، اما حتی یک بار هم دلش نلرزیده باشه. خب این شخص با این ویژگی کمه، چون درونش پارادوکس هست. دختری که محکمه، اما متعصب نیست، جسوره، اما خطر نکرده، طنازه، اما تو این سن نه دل داده نه دل برده، دانشجو بوده، شاغل بوده، رسانه ای بوده، اما حتی جذابیت یک هنرپیشه تلویزیون هم برای 5 دقیقه محوش نکرده.. هرچند نایاب نیست ولی وقتی گزینه های دیگری مثل خانواده حسابی، زیبایی، سواد، احساسات بکر و.. بهش افزوده شد، انتخاب شما رو دشوار میکنه. شاید اگر بگید یه دختر مذهبی میخوام کارتون راحت باشه، یا اگر بگید یه دختر غیر مذهبی میخوام قشر انتخابی ملموس و مشخص باشه، اما وقتی مخلوطی از هر دو هست، گزینه ها رو کاهش میده و شاید لازم باشه معیارهاتون تعدیل بشه
مثلا فیلتر کار رو به شخصیت مستقل تغییر بدین، البته اگر کار کردنش براتون یه اصل نیست. یا از خانواده های مذهبی هم جست و جو کنید اگر با اعتقادات مذهبی مشکلی ندارید، شاید وقتی آشنا شدین متوجه شدین هم با سوادن، هم معتدل و هم روشنفکر.
و البته از صداقت سخن گفتید، حق بدین که هیچ دختری نمیتونه به خواستگارش بگه، عذر میخوام من قبلا جوونی کردم، بچه بودم و یه دوست پسر هم داشتم! چون اگر خواستگارش با اطلاع از این مساله باهاش ازدواج کرد، سخته با تصورش کنار بیاد و اگر باهاش ازدواج نکرد، تضمینی نیست براش که اون آقا آبروش رو نریزه و یه راز پیشش داره. ولی شما میتونید در جلسه خواستگاری حساسیتتون رو نسبت به این مساله صراحتا روشن کنید و بر اون تاکید کنید ، احتمالا اگر این معیار شما رو نداشت خودش رو میکشه عقب و پاسخ رد میده!
من حدس میزنم مساله شما انتخاب دختر نباشه، مساله اینه که خودتون شرایط و آمادگی ازدواج ندارید. شناختتون از خانوم ها کامل نیست، روحیاتشون رو نمیشناسید و البته سردرگم به نظر میرسید. بیشتر خستگی شما و بهانه جویی تون مشهوده و شاید جوابش در پاسخ به این سوال باشه که چرا سر دوراهی لذت یا نجابت قرار گرفتید؟ جوابش هم هیچ ربطی به ازدواج و نجابت خانوم ها نداره! جوابش در شک و شبهه افتادن در عقایدتونه. اول پاسخ این تردید رو بدین، یک دل که شدین انتخاب همسر آینده راحت میشه.
تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)