به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 23

Threaded View

  1. #22
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    سلام شادی خانم
    من یخشی از تاپیک هاتون رو خوندم
    تو اولین پست همین تاپیک جایی گفتین من به همسرم میگم چون نمی خوای مهریه بدی این کارو می کنی


    بهش گفتم تو داری عامدانه منو اذیت میکنی تا مهریه ندی. میگه تو خودت خواستی..............
    عزیزم خیلی زود حرف مهریه رو زدی خیلی خیلی زود

    بعد از ناراحتی من به نفع خودش استفاده میکنه. دایم برای ادامه زندگی شرط میذاشت و دنبال امتیاز بود. مثلا جشن عروسی نمیگیریم و
    شما اول باید مهارت کلامی حودت رو بالا ببری اگه همسرت می گه جشن نگیریم همینو نکنی پیراهن عثمان
    اولا که خیلی ها بدون جشن و دادار ودودور رفتن سر زندگیشون خیلی هم خوشبختن
    دوما اگه واقع جشن عروسی رو دوست داری و نمی خوای ازش بگذری راه داره
    با دعوا که درست نیست
    ( که البته بهتر بود تو جلسات خواستگاری راجع به جشن صبحت و تصمیم گیری می شد)
    شما بهش بگو باشه عزیزم اگه نمی خوای جشن نمی گیریم اما چند جای زندگی نا محسوس کاملا غیر مستقیم بگو وای یه ماششین عروس دیدم انقد قشنگ تزئین شده بود خیلی رویایی بود (مثلا بگو واااای چقد قشنگ در عین این که ساده بود خیلی شیک و رویایی بود)
    دختر خوب همیشه هم نیاز نیست هزینه زیاد کرد میشه با هزینه کمتری هم جشن گرفت

    خه شوهرم ظاهر معصوم و گول زننده ای داره. قبل من حتی از فامیلاشون خواستگارش هم بودن. یک بار گفت کاش به جای تو با دختر خاله م ازدواج کرده بودم. آخه به نام هم بودن این دوتا. حتیزمانی که من هستم هم این دخترخاله ش بهش عاشقانه نگاه میکرد
    اگه همسرت واقعا اونو می خواست با همون ازدواج می کرد فکرت رو درگیر نکن

    مثلا همین شب عید مبعث به من گفته بود میام دنبالت بیای خونمون. عصر حاضر شدم و گفتم کی میای دنبالم؟ گفت من نمیتونم بیام دنبالت خسته ام دیر رسیدم خونه. اگر بیام آخر شب میشه. اگر میخوای خودت بیا و خودت هم به خانواده خبر بده. من گفتم باشه خودم میام ولی شما که خونتون هستی خب خودت به خانواده ات بگو. گفت نه مامانم توی حیاطه.
    در مورد شب عید مبعث کاش اصلا شما زنگنمی زدی من آماده ام کی میای دنبالم شما خاتنمی باید ناز بیشتری داشته باشی
    ایشون باید زنگ می زد اگر هم زنگنمی زد شما کارهای خودت رو انجام بده و مشغول باش به خودت خوش بگذرون مخصوصا تو دوران عقد آقا باید بیشتر دنبال خانم باشه
    اما ما با زنگ زدنهای مداوم و پی گیریهای زیاد حتی فرصت دلتنگی رو از همسرمون می گیریم بیا یه کاری کن دلش برات تنگ شه
    کمتر زنگ بزن بزار بگه دوست دارم ببینمت انقدر در دسترس نباش مدام زنگ نزن
    نمی گم خودت رو بگیر اما بزار تماسها از طرف اون باشه

    . فرداش به پدرش گفته بود شادی اصلا قرار نبوده بیاد خونه ما. قرار بوده من فردا صبح برم دنبالش برای همین من خواب بودم و نخواستم بهش بی محلی کنم ...
    این یک مورد از دغل بازیاشه. یک مورد خیلی خیلی کوچیک. اون برنامه ریزی میکنه که چطور منو
    مقصر کنه و خودش هم دعوا راه بندازه. آخه چرا اینطوری میکنه؟ اون از سر برنامه ریزی به من گفت خودم به خانواده ش خبر بدم. چون فردا پدرش گفت چرا شما وقتی فرداش قرار بوده پسرم بیاد دنبال تون همون شب اومدین و خودتون به من زنگ زدین؟
    حالا بر فرض هم که خودم میخواستم برم چه اشکالی داشت؟ اون باید اونطور با من رفتار میکرد؟ اصلا پدرش چرا همچین چیزی رو به عنوان اشکال مطرح کنه؟
    متاسفانه خانواده شون هم از خودش فهمیده تر نیستن. اونا هم به بعضی مسایل بیخود دامن میزنن و اونا رو توی چشم پسرشون بزرگ میکنن. مثلا باباش میگه چون داداشای شما به شوهرتون کم محلی میکنن اون عقده هاشو سر شما خالی میکنه.

    اصلا اجازه نده دیگران متوجه شن شما با هم قهرین یا دعوا دارین نیازی نیست با پدر همسرت درد دل کنی و مشکلاتتون رو بگی خب طبیعتا پسرشون رو بیشتر حمایت می کنن . شما نباید وقتی قهر یا دعوا دارید اصرار داشته باشید با هم جمع شین
    از طرفی

    شوهرم فقط با مامانش مشورت میکنه و گاهی با پدرش و داماد بزرگشون. اصلا مشاوره نمیاد. و هیچ گاه نمیاد با من حرف بزنه. خیلی از حرفاشو به اونا میگه و به من نمیگه. تفکراتش رو از من مخفی میکنه. و فقط با من یا داد و بیداد داره یا سکوت و من نتونستم درست بشناسمش. خیلی هم درونگراست و بی نهایت لجباز. حتی وقتی آشتی بودیم به محض اینکه وارد فاز رفع اختلاف میشدیم فوری جبهه میگرفت اخماش میرفت توی هم. منم به هیچ عنوان جرات نداشتم که بخوام با اون پرخاش کنم. بلکه با لحن معمولی حرف میزدم. این اواخر که دیگه قشنگ از لحن حرف زدنم ترس میبارید.
    یه آقا بیست سال سی سال با خانوادش زندگی کرده یا به تنهایی یا با کمک اونها مالی رو جمع کرده نمیتونه بعد از عقد یه شبه بگه عزیزم شما بیا نظر بده این چطوری باشه زمان می خواد
    باید ببینه شما از نظر اقتصادی و ... قابل مشورت هستید باور کنید بعضی از خانمها به شدت مردشون رو سمت ورشکستگی می برن و بر عکس بعضی ها شم اقتصادی عالی دارن که اینها رو گذر زمان مشخص می کنه شما نباید انتظار داشته باشی تو عقد همه چی رو با شما مشورت کنه

    مگه قراره با هر اختلافی پرخاش کنی که می گی من جرات نداشتم پرخاش کنم اثری که مهربونی داره هرگز پرخاش و جنجال نداره

    در مورد گرفتم مهریه باید بگم امیدی ندارم چون اون بیکاره تقریبا. ماشینشم به نام کسی کرده و خونه شم همینطور. از شماره حساباشم که از اول جلوی من رو نمیکرد که بخوام خبر داشته باشم. اون خیلی زرنگ بود و من ساده. برای همین چطور میشه امیدی به گرفتن مهریه یا پول داشت؟
    شما وقتی تو عقد این همه صحبت از مهریه می کنی منم جای ایشون بودم شماره حسابی رو رو نمی کردم

    اما معمولا وقتی اختلاف پیش میآمد قهر میکرد. من یا من و با خانواده ام میرفتم خونشون توی خونه نمیومد و فرار میکرد. یا منو از اتاقش مینداخت بیرون . اصلا حاضر به حرف زدن نمیشد. و فقط در شرایطی که من میگفتم عذرمیخوام تازه با کلی تحقیر و توهین لفظی به من حاضر میشد ادامه بدیم

    خیلی جاها باید اجازه بدی همسرت دلتنگ شه و بخواد بیاد آشتی هی خودت رو تو دست و پا نندازی وقتی قهری چرا با خانوادت بلند میشی میری اونجا جایی برای ناز کشیدن گزاشتی؟

    حرف حق رو قبول نداشت. مثلا اصلا اعتقادی نداشت که من حقی به نام نفقه دارم. دوست داشت من ازش هیچی نخوام. کلا باید حرف حرف اون میبود وگرنه دعوا. این چیزی که من فهمیدم از اون. من باید کلا قید خودم و خواسته هامو میزدم که من هم تحمل نداشتم.
    یه دختر خانم خوب و عاق هیچ وقت نمیاد یهو بگه آقای شوهر نفقه یمن رو بده ...
    بلکه با هم که بیرون می رین اگه چیزی رو پسندیدی با ذوق بگو واااای این چقد قشتگه ... اگه پول داشت شرایطش رو داشت می گه بیا بریم ببینیم برات بخرم اگه نگفت شما ادامه نده تموم
    .تو دوره عقد نیازی هم نیست با توجه به اوضاع اقتصادی الان جوونا انتظار پرداخت همه هزینه ها رو از طرفایشون داشته باشی شما هنوز خونه پدرت هستی

    حتی توقع احترام هم نمیتونستم ازین آقا داشته باشم. حتی آرامش. من واقعا ازون میترسم. از بس یکدفه یا قهر طولانی کرده یا گوشی خاموش کرده یا داد زده سرم و فحش داده یا خودشو زده یا به من حمله کرده. اونم سر مسایلی که خیلی خیل کوچیکه و ممکنه بین هر زن و شوهری پیش بیاد. هر وقت دلش بخواد منو ول میکنه میره. و دوستش بهش گفته بود اینکه زنتو ول میکنی میتونه بره درخواست تعیین تکلیف کنه؟ گفته بود میبرش توی خونه مشترک و اونجا اونقدر اذیتش میکنم تا بره..... اینو به خودمم گفته بود چند بار.... دیگه با این آدم بی رحم تا کجا بخوام ادامه بدم و صبر کنم؟

    بله همه زن و شوهرا قهر و دعوا دارن اما همه زود نمی رن کوتاه بیان آشتی کنن زمان می خواد ناز کردن می خواد
    ریش سفیدی و وساطت خانواده ها هم بوده. ولی وقتی فقط من باید کوتاه بیام و عذر خواهی کنم و قبول کنم مقصر باشم و جرات زدن حرف حق نداریم که آقا بیشتر قهر میکنه... هیچ فایده ای نداشت. اون اخلاقش در خلوت خودمون هم خیلی بد شده. و میگه اخلاقم همینه و بدتر هم خواهد شد کجاشو دیدی...

    چون اصلا صبر نداری و خیلی زود اقدام می کنی نیازی نداره تا دعوا میشه ریش سفیدا بیان وساطت کنن

    دیگه من چه امیدی داشته باشم جز خدا
    اول خدا بعد هم صد در صد باید مهارت های زندگی داری کلامی عشوه ناز و غمزه و ... رو تو خودت تقویت کنی
    خیلی خیلی خیلی کار داری حالا حالاها
    با هر کس دیگه ای هم که ازدواج کنی داستان همینه تا خودت کامل اصلاح شی

    1- قدرت تحملت رو ببر بالا تا حرف می زنن جواب نده
    2- انقد زنگ نزن و پی گیر نباش تا خودش بیاد سمتت
    3- اجازه دلتگی بهش بده
    4- درخواست هات رو کالا منطقی نگو با ناز و عشوه اول قربون صدقه برو بعد چیزی که دوست داری رو بگو یهو نگو نفقم رو می خوام اگه از چیزی خوشت اومد بخری ذوق کن با ذوق و شوقبهش بگو واااای چه روسری خوشگلیه چه طرح ناااازی داره ... همین اگه چیزی نگفت تموم کن
    5- نشین مثل خاله زنکا با مامان باباش و ریش سفیدای فامیل مشکلاتت رو نگو خودت با سیاست اداره کن
    6- از حرفای پدر یا مادر همسرت دلگیر نشو به هر حال پدر مارش که نمی تونن طرفداری نکنن
    7- وقتی قهرید با خانوادت نرین دسته جمعی خونشون که خانوادتون سنگ رو یخ نشن و احترامشون شکسته نشه
    8- وقتی سر یه موضوعی دلخوری بد و بیرا نگو
    9 - وقتی دلخوری پیش نیاد تلفن بارونش نکن حتی یه زنگ هم نزن بذار اون بیاد سمتت
    10- وقت خودت رو پر کن الان تو دوره عقد هستی برو کلاس زیان برو باشگاه به اندامت برس برای خودت ارزش قائل شو نیازی نیست هزینه هاشو از همسرت بگیری که خودت بده
    11- تا دعوایی پیش میاد انتهایی ترین خونه یعنی طلاق و مهریه رو نبین اول سعی کن مشکل حل شه حتی به زبون نیار تات شیرینه روزای عقد رو از بین نبری

    پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟
    ویرایش توسط zendegiye movafagh : دوشنبه 25 اردیبهشت 96 در ساعت 11:20

  2. 3 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    maryam.mim (دوشنبه 25 اردیبهشت 96), ستاره زیبا (دوشنبه 25 اردیبهشت 96), شادی ظهوریان (سه شنبه 26 اردیبهشت 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.