نقل قول نوشته اصلی توسط morvarid1 نمایش پست ها
آقا محمد رضا
تو یعنی اندازه ی من درد کشیدی؟
دخترم سه بار تا پای ازدواج رفتم و برگشتم.
هیچکدوم یه گل خشک دستم ندادن، ولی من فقط ضرر کردم. گفتم شوهر میکنم نشد
شش ساله تو خونم...
تو شش ساله خونه ای؟ خیلی خیلی کم بیرون میرم دیگه هیچکس منو یادش نمیاد
من انقدر شکست خوردم که تنم و روحم ویرانه، توأم مثل منی؟
من تو پنجاه متر زندگی میکنم، پدر ندارم توأم ثل منی؟
من هر روز باهام دعوا میکنن توأم مثل منی؟
دختر خوش سلیقه و زیبا اما بدبخت و بیچاره... من حتی نتونستم دانشگاه برم یا سر کار..
داداشی تو مثل من نباش یا علی بگو بگذر از هر چی کشیدی
شاید شما اینطور زندگی کردن رو دوست داشته باشی شاید عادت کرده باشی
ولی هرکسی یه توان و یه تحملی داره ... من مشکلات زیادی رو گذروندم فکر میکردم تموم شد تا اینکه دست سرنوشت ضربه ی اخرو بهم زد ... امشب میخواستم خودمو بکشم ولی همش احساس میکنم یه چیزی درست نیست یه چیزی کمه
یه کاری مونده باید انجام بدم
نمیدونم چی ولی به محض اینکه بفهمم دوباره میوفتم تو مودش
میدونی ادم وقتی رویا بافی میکنه و به رویا و هدفش نمیرسه میشکنه
برای مرد هیچ چیز بالاتر از شکست غرورش نیست غرورم شکست خورد شد له شد
دیگه به هیچ کس اعتماد ندارم از روزها متنفرم
از شب ها بدم میاد
از زندگی خسته شدم از همه چیز بدم اومده
از ادم ها که دیگه بیزارم از رسم دنیا سر در نمیارم
7 میلیارد ادم ... چرا اونی که میخواستم و من و میخواست بهم داده نشد
حس تنفر دارم هر چی دختره من میدونستم تو زندگیم یه بار عاشق میشم پس خیلی تلاش کردم درست انتخاب کنم