سلام.ممنون از نظر خوب و سازنده شما.با حرفاتون کاملا موافقم .اما یه سوال آیا با طرز فکر خودم هن سطح باشه طرف مقابلم یا با خانواده ام هم سطح باشه؟ مثال میزنم همین اواخر با خانمی اشنا شدم که از وضعیت ظاهری خانواده شون و اطلاعاتی که بدست اوردم سطح مالی و اقتصادی و فرهنگی مناسبی داشتند.پدرش ادم باسواد و با فرهنگی بود .خانواده خود من هم بافرهنگ و متشخص اند اما از لحاظ پارامترهایی چون سواد و یه سری رفتارهای اجتماعی ساده تر هستند نه پایین تر .الان من به این خانم علاقه مند شدم اما نتونستم قدمی پیش بزارم .چرا؟؟؟چون خود این خانم خیلی به این ظواهر اهمیت میداد و در مجموع میبینم خیلی از خانواده ها و خانم های با خاخلاق و مناسب هم به پارامتر باکلاس بودن و این دست مسائل خیلی اهمیت میدهند.خود من هم همینطورم اما خانواده م اینطور نیست.دلیلش هرچی باشه وضعیت اقتصادی و اینا مهم نیست .قصد اصلاح هم ندارم و امتحان هم کردم که نمیشه.الان من چه کنم؟ باور کنید این مسائل به همون اندازه که اخلاق و وضعیت مالی و اقتصادی مهم هستش مهمه.من با این وضعیت شاید اصلا نتونم ازدواج کنم.ناراحت و غمگین و این فازها نیستم.ولی واقعا کلافه میشم چرا به خاطر این دست مسائل من نتونم مرحله دیگه از زندگیم که حق مسلم منه رو نتونم شروع کنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)