عزیزم مگه خونه خودتون بالای خونه پدرشوهرت نیست؟
برو همونجا زندگی کن و خیلی خیلی کمتر برو پایین
خونه خودت غذا درست کن و اگر خانواده شوهرت اصرار هم کردند بری پایین برای ناهار و شام هربار بگو ممنون و واقعا بهم لطف دارید اگر اجازه بدید امروز غذا درست کردم و هوس کردم اینجا باشم
یا بگو امروز غذای مورد علاقه همسر جان رو درست کردم
یا حتی اونارو دعوت کن بیان خونت بجای اینکه خودت و بچه برید پایین
یه مدت که به بهانه های مختلف خونه خودت باشی و غذا بپزی و کارای خونه رو بکنی همشون عادت میکنن و دیگه نمیگن بیا پایین
خونت مهمونی بگیر و خانواده ها رو دعوت کن تا همگی عادت کنن شما تشکیل خانواده دادی و مستقلید و به عنوان یک خانواده بهتون نگاه کنن و همسرت هم این حس که خونه و زندگی و زن و بچه داره بهش دست بده
شوهرتم کم کم عادت میکنه
بعد کم کم میتونید کاملا مستقل شید
فعلا زوده یهویی حرف از مستقل شدن کامل و جدا کردن محل زندگیت بزنی
یک مقدار صبر و حوصله و ممارست میخواد
بذار تورو در مقابلش نبینه بلکه بهت اعتماد کنه و ببینه که دوست داری همسرت و مرد زندگیت باشه
باهاش بحث نکن چون بدتر لج میکنه
از خودت شروع کن و کارایی که گفتم بکن.صبر و حوصله بخرج بده انشاا.. درست میشه
یاحق








علاقه مندی ها (Bookmarks)