به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    ارم جان من درسته خیلی به فکرشون هستم ولی نمیذارم تو زندگیم زیاد تاثیر بذارن خودم شبا گریه میکنم یا وقتی شوهرم نیست.به قول انیتا همیشه ارزو میکنم کاش ازدواج نمیکردم تا بیشتر پیششون بودم


    بیرون آدم تجلی از درون آدم هست ، درون بهم ریخته باعث میشه نتونی با تمام وجود خودت رو توی زندگی مشترکت شکوفا کنی و از بودن کنار همسرت نهایت لذت رو ببری . منظور از

    تاثیرگذاری توی زندگی مشترک فقط ایجاد دعوا یا جروبحث نیست ، بلکه همین فاصله گرفتن های تدریجی زن و شوهر هم کم کم میتونه بینشون شکاف زیادی ایجاد کنه. زن یا مرد غمگین

    نمیتونه توی زندگی مشترکش شادی خلق کنه . در حالیکه برای داشتن یه زندگی خوب فقط دعوانکردن کافی نیست بلکه دوطرف باید بتونن انرژیشونو صرف لذت بردن از همدیگه و شاد بودن

    در کنار هم بکنن. باید زمانی رو به تفریح و شادی و شوخی اختصاص بدن ، نه همیشه اما باید این چیزها توی زندگی جاری باشه و قطع نشه تا زندگی به سکون و کسالت نرسه. حالا یه مرد

    یا زن غمگین چطور میتونه شادی خلق کنه؟ چطور میتونه خلاقانه عشق رو زنده کنه .خانوم ها توی زمینه تشخیص این مساله که زندگی داره دچار سکون و یکنواختی میشه نسبت به مردها

    تیزبین تر هستند ، پس شما به عنوان یه خانوم انرژیت رو بکار بگیر تا جانی دوباره به زندگیت ببخشی . اول خودت رو دریاب تا به واسطه ی حال خوب و انرژی تو همسرت هم شاد و با انرژی

    بشه و در نهایت میتونی این شادی رو و حال خوب رو به خانوادت ببخشی ، طوری که از در کنار تو بودن لذت ببرن.

    چیزی رو که خودت نداری چطور میتونی به دیگران بدی؟ وقتی خودت آرامش و شادی نداشته باشی چطور میخوای اون رو به پدر،مادر، برادر و خواهرات بدی؟

    از طرفی همیشه تو فکرم اینه که بابام از بچگی پدر ومادرش رو از دست داد و بدون خانواده به سختی بزرگ شد والان ما باید جبران بکنیم برای اون چون من تو چشمای بابام میبینم وتو کارهایی که برامون انجام داد دیدم که ما همه چیزش هستیم دوست ندارم بابام ببینه که خانوادش از هم دور میشن.
    اول : شما در نقش ناجی به دیگران کمک میدی تا حال خودت رو خوب کنی ، تا احساس نکنی در حق پدرت کوتاهی کردی تا احساس با کفایتی کنی . یه جوری قصد داری زندگی نامناسب پدرت (از دیدگاه خودت) رو بازسازی و اصلاح کنی چون ناراحتی عمیقی ازش داری. این کمک ها به خاطر آروم کردن خودت و کم کردن ناراحتی خودت هست .

    ناجی هیجان محور حرکت میکنه سمت قربانی تا نجاتش بده در حالیکه انسان بالغ به گونه ای دیگه کمک می رسونه به گونه ای که رشد دهنده باشه اما ناجی فقط به کمک خاصی فکر میکنه بدون اینکه فکر کنه آیا این نوع کمک رسانی درست و مفید هست؟
    انسان بالغ به کیفیت و فایده ی کمکی که داره میکنه فکر میکنه و در صورت لزوم نوع کمک رسانی و شدتش رو تغییر میده. گاهی کمک کردن رو در دورنگه داشتن خودش میبینه ، تا به دیگری
    اجازه رشد بده . گاهی باید بالغانه به دیگری کمک نکنیم تا وابسته بار نیاد . یعنی فرد بالغ به کمک نکردن هم به عنوان یه گزینه فکر میکنه .

  2. کاربر روبرو از پست مفید Eram تشکرکرده است .

    جوادیان (پنجشنبه 22 تیر 96)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    چون عجله داشتم پست بالام ناقص موند،ادامه اش رو اینجا می نویسم:

    ببین عزیزم شما از نگاه خودت داری به داستان نگاه میکنی اما لزوما نگاه تو کامل و همه جانبه و درست نیست ، و داری از نگاه خودت ترحم میکنی و داری به روش خودت کمک میکنی . توی

    همه ی این موارد ممکنه شما به خطا بری ، اما خودت فکر کنی که داری کمک میکنی یا راه درست رو میری .

    نقص نگاه و تفکر خودت رو بپذیر ، نقص مهارت خودت رو در خوب کردن افراد دوروبرت با شدت نگرانی و مشکلات متعدد خودشون بپذیر .

    اتفاقا به پدرومادرها توصیه می کنند اجازه بدهید فرزندانتون ناکامی رو تجربه کنند تا بلند شدن پس از اون رو تجربه کنند و یادبگیرند که اگر در زندگی بیرون از خونه دچار ناکامی شدند این آخر

    خط نیست و بلند بشن. پس ناکامی اونقدرهام چیز بدی نیست و اصلا برای رشد کردن لازمه .چه بسا افراد موفق بسیاری که در ابتدا ناکام بودند.پس نگاهت رو نسبت به ناکامی برادرت تغییر

    بده .و براش آرزوی رشد و پیشرفت کن . اونکه چقدر بهش کمک کنی با خودته اما حواست باشه این کمک کردن ها باعث وابسته شدنش نشه باعث توقف و سکونش نشه .

    برای دیگران هم حقی قائل باش تا شادی یا ناراحتی خودشون رو انتخاب کنند .

    سعی کن دلنگرانی هات رو با خدا درمیون بگذاری تا اندکی از باری که رو دوشته کم بشه.بی شک خدا بهترین مرحم دردهاست . بخشی از مسئولیت ها و نگرانی هات رو از طریق دعا به خدا

    بسپار و ازش بخواه که برای خانوادت آرامش بیشتری در راه باشه.

    هروقت رفتی توی فاز دلسوزی شدید و خواستی نقش ناجی رو بازی کنی به خودت نهیب بزن که این از خوبی تو نیست بلکه فقط یه واکنش هست که داری روش کار میکنی تا بهتر بشه.

    سعی کن نگرشت رو منطقی تر کنی . با اصلاح نگرش احساساتت هم تغییر میکنه و درنتیجه رفتارت عوض میشه .



 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.